پایش زندگی

در این جلسه می‌خواهم درباره ضرورت و الزام اطلاعات و داده برای پیگیری و موفقیت برنامه رشد فردی صحبت کنم.

برای دانلود فایل صوتی کافی‌ست اینجا کلیک کنید (حجم ۴ مگابایت)

لینک و مطالب مرتبط با این درس

برای شنیدن فایل صوتی درس قبلی (هفتم) اینجا کلیک کنید

متن فایل صوتی پایش زندگی:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض می‌کنم خدمت شما دوست عزیز و خوش آمد می‌گم به شما برای ورود به جلسه هشتم دوره رایگان برنامه رشد فردی، من مسعود چیتگرها هستم، سخنران، نویسنده و مربی تغییر، این جلسه من می‌خواهم موضوع پایش زندگی را برای شما عرض بکنم، الان می‌خواهیم چی کار بکنیم، الان ما باید بیایم داده‌ها، اطلاعات، و شواهدی رو جمع آوری بکنیم که ببینیم آیا ما در جهت تحقق مأموریت،‌ چشم‌انداز و اهداف‌مون حرکت می‌کنیم یا خیر. ببینید دوستان، دو تا جمله معروف در بحث مدیریت وجود داره. جمله اول این هست که ” اگر چیزی رو نتوانید اندازه‌گیری بکنید نمی‌تونید مدیریت بکنید.” باید اطلاعات و شواهدی برای اندازه‌گیری‌ش داشته باشید وگرنه نمی‌توانید زندگی‌تون رو مدیریت کنید. دومین جمله این هست که ” هر آنچه که اندازه‌گیری بکنید می‌توانید بدست بیاورید.” ما در پایش زندگی می‌خواهیم بگوئیم که ما باید داده‌ها،‌ اطلاعات و شواهدی رو جمع آوری بکنیم که به ما نشان بدهد آیا ما به سمت مأموریت و چشم‌اندازمون در حال حرکت هستیم یا خیر. وقتی داده و اطلاعات جمع‌آوری می‌شود، ما یک داشبوردی را پیش رومون خواهیم داشت، مثل داشبورد ماشین. شما در خودرو اگر بخواهیم مثال بزنیم، یک داشبوردی رو دارید، یک سرعت‌سنجی رو دارید،‌ یک معیار یا یک سنجه‌ای رو دارید که نشون می‌ده که مثلاً ‌بنزین دارید یا خیر،‌ و چه اندازه بنزین دارید،‌ و تا جایگاه بعدی بنزین مثلاً چقدر فاصله دارید هماهنگ می‌کنید، ‌آیا میزان گرمای رادیاتور موتور شما در واقع در حد معمول هست یا نه زیاد گرم شده، و اگر زیاد گرم شود باید یک سری اقداماتی رو برای آن کار انجام بدین. پس شواهد و اطلاعات به ما نشون می‌دهد که آیا ما در جهت دستیابی به اهداف‌مون هستیم یا خیر، این می‌تواند یک داشبوردی رو از شاخص‌های مختلف زندگی به ما نشان بده که این شاخص‌ها در ارتباط با همدیگر هستند. زیاد نمی‌خوام پیچیده کنم. می‌خواهم یک معیار برای این داشبورد به شما بدهم. اگر تا ۹۰ درصد به بالا شما اطلاعات و شواهدی رو کسب کردید که دارید به هدف نزدیک می‌شوید رنگ اون اندازه‌گیری رو یا رنگ اون معیارتون رو سبز کنید. یعنی من دارم به هدفم نزدیک می‌شوم. اگر بین ۷۵ یا ۸۰ تا ۹۰ بودید رنگ اون اندازه رو، رنگ اون اطلاعات رو زرد بکنید. یعنی من نزدیکم که اون اهداف رو محقق بکنم و اگر اطلاعات به شما نشون میده که شما زیر ۸۰ درصد هستید، رنگ این اندازه‌ها و سنجه‌ها و معیارها رو قرمز بکنید. این رنگ‌بندی سبز و زرد و قرمز، مانند رنگ‌بندی چراغ راهنما، به شما نشون می‌ده که شما باید در مورد هر یک از اهداف‌تون چه اقداماتی رو انجام بدین. اونهایی که سبز هستند، خب اقدامی نباید انجام بدین، اونهایی که زرد هستند باید تلاش و اقدامات بیشتری رو انجام بدین. و متأسفانه اون‌هایی که قرمز هستند رو شما باید یک سری اقدامت اصلاحی یا اصلاً راهکارهای جدیدی پیدا بکنید تا بتوانید اونها رو به سمت سبز شدن هدایت بکنید. پس این چراغ‌های راهنمایی سبز و زرد و قرمز به شما نشون میده که شما چطور می‌توانید زندگی خودتون رو پایش کنید. زندگی خودتون رو داشبورد بکنید، بتوانید زندگی خودتون رو در یک سطح که به صورت تصویری به شما نشان می‌دهد که در چه وضعیتی هستید نشون بده. این وضعیت نشون می‌دهد که اون‌هایی که سبز هستند دارند به سمت موفقیت پیش می‌روند، اون‌هایی که زرد هستند، هنوز مشخص نیستند که آیا به سمت موفقیت داریم پیش می‌رویم یا به سمت بحران، و آنهایی که قرمز هستند مسلماً نشون می‌دهند که شما در این قبیل اهداف به سمت بحرانی شدن دارید حرکت می‌کنید و زودتر باید اقدامات و تصمیم‌هایی رو اتخاذ بکنید تا بتوانید اون‌ها را به سمت موفق شدن حرکت بدهید. اینکه ما در چه دوره‌هایی باید پایش رو انجام بدهیم بستگی به اهداف شما داره. خیلی وقت‌ها مثلاً اهداف ما در منظر مالی می‌تواند در یک دوره‌های کوتاه‌مدت اتفاق بیفتد. مثلاً هفتگی یا هر دو هفته یک بار یا به صورت ماهیانه. اما یک سری اهداف‌مون در منظر رشد و یادگیری چون احتیاج به یک زمان بیشتری داره تا ما یک مهارت‌های جدیدی رو توانمندی‌های جدیدی رو کسب بکنیم یا یاد بگیریم ممکن هست احتیاج به دوره‌های طولانی‌تر وجود داشته باشه. مثلاً اینکه ما بتونیم دو ماهه یا فصلی یا حتی به صورت شش ماهه یا سالیانه آن‌ها را اندازه‌گیری بکنیم، پس ما در این مرحله که پایش زندگی هست احتیاج داریم که یک سری اطلاعات و شواهدی رو برای نشون دادن موفقیت خودمون جمع آوری بکنیم. دوم اینکه یک داشبوردی رو به عنوان چراغ راهنمایی سبز و زرد و قرمز در هر یک از اهداف‌مون داشته باشیم که به ما نشون بده که آیا ما به اهداف‌مون داریم نزدیک می‌شویم به صورت تصویری یا داریم ازشون دور می‌شویم یا خدایی نکرده دچار بحران ممکن هست در آینده بشویم و سوم اینکه دوره‌های پایش‌مون رو در هر یک از این اهداف بسته به اینکه این اهداف چطور باید اندازه‌گیری بشوند، آن‌ها رو مشخص بکنیم. بعضی از این دوره‌ها کوتاه‌مدت هست، بعضی از این دوره‌ها میان‌مدت هست و بعضی از این دوره‌ها بلندمدت. خیلی سپاسگزارم که در این جلسه همراه من بودید و به عرایض بنده گوش دادید.

امیدوارم که این درس برای شما مفید واقع شده باشه. بسیار خوشحال خواهم شد تا در بخش دیدگاه‌ها، نظرات، ایده‌ها، پیشنهادها و یا پرسش‌های خود را مطرح کنید تا از دیدگاه‌های شما در جهت بهبود اطلاع پیدا کنم.

ارادتمند شما – مسعود چیتگرها

Masoud Chitgarha 2 - Copy

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

index

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست