1. خانه
  2. مقالات
  3. رشد فردی
  4. زیستن دوستانه

زیستن دوستانه

زیستن دوستانه
بازدید : 62

زیستن دوستانه

شناخت ریشه‌ها و کشف مجدد انسانیت مشترک

کتاب زیستن دوستانه (منتشرشده در سال ۲۰۲۰) نگاه علمی به ریشه‌های جامعه‌پذیری انسان را ارائه می‌دهد. تاریخ بشریت نشان می‌دهد که چگونه تنش‌های تکاملی، ما را به گونه‌ای دوستانه و جامعه‌مدار امروزی تبدیل کرده است.

این کتاب برای افرادی که در کنج عزلت هستند و به دنبال یک دلیل تجربی برای آمیخته شدن با جامعه هستند، علاقه‌مندان تاریخ که به دنبال یک نگاه عمیق در جوامع باستانی هستند، و هر کسی که به فرایند دوستی انسان‌ها علاقه‌مند باشد.

برایان هار استاد انسان‌شناسی تکاملی در مرکز علوم اعصاب شناختی دانشگاه دوک و نویسنده مشترک کتاب نبوغ سگ‌ها، یکی از پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز است.

ونسا وودز دانشمند تحقیقاتی در مرکز علوم اعصاب شناختی دوک، نویسنده مشترک کتاب نبوغ سگ‌ها و نویسنده عنوان خاص مصافحه با بونوبو است.

این کتاب چه چیزی برای من دارد؟ یک تاریخ تکاملی از دوستی.

از نظر شخص غیر روحانی، عبارت «زیستن دوستانه» به معنای این است که در جهان طبیعت همه چیز رقابتی است. فقط گونه‌های خشن، سخت و سخت‌ترین گونه‌ها باعث زنده ماندن آن می‌شوند. با این‌حال، بقای دوستانه‌تر دیدگاه کاملاً متفاوتی دارد: این که دوستانه اهمیت بیشتری از خصمانه دارند.

با بررسی تاریخ تکاملی، این یادداشت استدلال می‌کند که فقط تمرکز روی نیروی وحشیانه و پرخاشگری نقش مهم مهارت‌های اجتماعی را کم‌رنگ می‌کند. در حقیقت، در طول تاریخ، دوستی، خانواده و اجتماع شاید دلیل واقعی بقای انسان بوده است.

شما یاد خواهید گرفت که چرا تنش تکاملی به علم انسان‌شناسی کمک کرد و چگونه توانایی ایجاد دوستی و هماهنگی روابط به ما اجازه آبادانی کره زمین را داد.

در این یادداشت متوجه خواهید شد

  • آنچه برای اهلی کردن روباه لازم است؛
  • چرا بونوبوها همسایه‌های بهتری نسبت به شامپانزه‌ها هستند؛ و
  • چگونه داشتن حیوانات خانگی باعث می‌شود ما افراد بهتری باشیم.

انسان‌ها مهارت‌های شناختی ویژه‌ای را برای کمک به توسعه اجتماعی ایجاد کرده‌اند.

بیایید با یک بازی سرگرم‌کننده شروع کنیم: دو فنجان بردارید و یک اسباب‌بازی مخصوص یا رنگارنگ را زیر یکی از آنها پنهان کنید. سپس، جفت فنجان‌ها را به کودک بدهید. آیا آن‌ها می‌توانند جایزه را پیدا کنند؟

پاسخ بله است! یعنی تنها کافی است اشاره کنید. به فنجان صحیح اشاره کنید و ببینید چه اتفاقی می‌افتد. در نه ماهگی، بیشتر نوزادان می‌توانند این ژست را به عنوان تلاشی برای برقراری ارتباط با چیز مهمی تشخیص دهند. آن‌ها انگشت شما را دنبال کرده و مورد مشخص‌شده را بررسی می‌کنند.

شاید به نظر شگفت‌انگیز نرسد، اما اینگونه است. این نشان می‌دهد که حتی در کودکی، انسان‌ها می‌توانند تشخیص دهند که افراد دیگر می‌توانند دانش و مقاصدی فراتر از اهداف خود داشته باشند. این نظریه ذهن نامیده می‌شود و یکی از بزرگترین دستاوردهای بشریت است.

در ابتدا، نظریه ذهن ممکن است به عنوان یک توانایی اساسی شناختی به نظر برسد. از این گذشته، بدیهی به نظر می‌رسد که سایر افراد افکار، احساسات و تجربیات فردی خود را دارند که ممکن است با تجربه‌های ما متفاوت باشد. با این حال، در واقع ذهن مفهوم پیچیده‌ای است که ما حتی با نزدیک‌ترین بستگان تکاملی خود نیز مشترک نیستیم.

سعی کنید همان بازی دو فنجانی را با یک شامپانزه انجام دهید. به سرعت ناامید خواهید شد. حتی اگر این شامپانزه بداند که زیر یکی از فنجان‌ها غذا وجود دارد، آن‌ها اشاره شما را به عنوان یک حرکت مفید تشخیص نخواهند داد. آن‌ها به راحتی حدس می‌زنند. بعد از ده‌ها بار بازی، ممکن است تغییرات کوچک اتفاق بیفتد، اما حرکات را حتی کمی تغییر دهید، دوباره به حالت اول برمی‌گردد.

جالب اینکه سگ‌ها کمی بهتر می‌شوند. اگر به فنجان صحیح اشاره کنید، آنها معمولاً آن شئی را روی فنجان دیگر بررسی می‌کنند. در حالی که مشخص نیست آیا آن‌ها هدف از حرکات ما را می‌فهمند یا خیر، اما حداقل به طور غریزی آن‌ها را دنبال می‌کنند.

چرا تفاوت؟ خُب، ما سگ‌ها را اهلی کرده‌ایم. در طول تاریخ، ما سگ‌هایی را تغذیه و پرورش داده‌ایم که از دستورات ما پیروی می‌کنند. این یک مزیت تکاملی به افرادی داد که همکاری خوبی با ارتباطات انسانی دارند. شامپانزه‌ها این تنش تکاملی را نداشته‌اند. بنابراین، آن‌ها توانایی شناختی را برای درک واقعی حرکات ما تکامل نداده‌اند.

بنابراین، توانایی تصور ذهن‌های دیگر و برقراری ارتباط با آنها یک ویژگی تکامل یافته است. اما، این سؤال را برای ما باقی می‌گذارد: از بین همه گونه‌های حیوانات روی زمین، چرا انسان‌ها بیشترین توانایی را برای درک نظریه ذهن دارند؟ همانطور که در بخش بعدی یادداشت خواهیم دید، تکامل می‌تواند پاسخ‌هایی ارائه دهد.

دوستی یک ویژگی ژنتیکی است که با توانایی‌های ارتباطی بیشتر مطابقت دارد.

در سال ۱۹۵۹، دیمیتری بلیائف، متخصص ژنتیک از مسکو به شهر بسیار دور نووسیبیرسک در سیبری نقل مکان کرد. در اینجا، دور از چشم بدبینانه دولت استالین، او یک آزمایش طولانی را آغاز کرد. امروز می‌توانید نتایج کار وی را مشاهده کنید. در واقع، می‌توانید آن‌ها را بردارید و آن‌ها را نوازش کنید.

ببینید، آزمایش بلیایف تلاشی برای اهلی‌سازی روباه‌ها بود – و او موفق شد. این دانشمند با دو گروه روباه وحشی شروع کرد. یک گروه تنها مانده بودند، در حالی که گروه دیگر از روباه‌ها فقط در صورت تمایل زیاد به انسان مجاز به تولید مثل بودند.

با گذشت زمان، دو گروه به طور قابل‌توجهی از هم جدا شدند. در حالی که کنترل گروه‌ها به همان شکل باقی مانده بود، این گروه دوستانه مجموعه‌ای از خصوصیات جدید جسمی و رفتاری را ایجاد کرد.

آزمایش اهلی‌سازی روباه‌ها بیش از ۵۰ سال است که در حال اجرا است. همکار او، لیودمیلا تروت، امروز آن را ادامه می‌دهد. نتایج حیرت‌انگیز است. روباه‌هایی که برای پیوند دوستانه پرورش داده می‌شوند، تفاوت چشمگیری با همتایان بی‌خانمان و تنهای خود دارند.

برای اولین بار، آن‌ها متفاوت به نظر می‌رسند. روباه‌های دوستانه گوش‌های شل و پوزه کوتاه‌تری دارند. خز آنها نرم‌تر است و رنگ‌ها و الگوهای متنوعی وجود دارد. حتی دندان‌های آن‌ها نیز کمتر برنده است. اساساً، آن‌ها دارای بسیاری از خصوصیاتی هستند که در سایر حیوانات اهلی مانند سگ یا خوک دیده می‌شوند. با این حال، هیچ یک از این صفات به طور خاص برای آن‌ها انتخاب نشده است. آن‌ها فقط خروجی‌های جانبی از ویژگی اصلی انتخاب، یعنی دوستی هستند.

با این حال، مهم‌ترین عارضه جانبی انتخاب برای دوستی یک ویژگی فیزیکی نیست. این توانایی ذهنی است. روباه‌های این گروه دوستانه توانایی بسیار تیزتری در برقراری ارتباط با انسان‌ها دارند. اگر روباه‌های وحشی را با آزمایش دو فنجان بررسی کنید، تقریباً در نیمی از زمان شکست می‌خورند. در مقابل، روباه‌های دوستانه می‌توانند ژست‌های انسان را برای انتخاب فنجان موردنظر دنبال کنند. نکته قابل توجه، آن‌ها این توانایی را حفظ می‌کنند حتی اگر توسط روباه‌های گروه کنترل پرورش پیدا کنند.

این تفاوت توانایی باورنکردنی است زیرا نشان می‌دهد جامعه‌پذیری و مهارت‌های ارتباطی توسط همان روند ژنتیکی به هم پیوند خورده‌اند. اگر تنش تکاملی یکی را انتخاب می‌کند، تنش دیگری را نیز بهبود می‌بخشد. در واقع، این آزمایش‌ها در سایر حیوانات اهلی، مانند سرخک‌ها و فنچ بنگالسی نیز مشاهده می‌شود.

در بخش بعدی، بررسی خواهیم کرد که آیا این فرایند می‌تواند بدون دخالت انسان اتفاق بیفتد. آیا یک گونه‌ی حیوانی می‌تواند خودش اهلی شود؟

بونوبوی اهلی تمام علائم گویای خود-اهلی‌سازی را نشان می‌دهد.

آیا دوست دارید در میان شامپانزه‌ها زندگی کنید؟ مطمئناً، در ابتدا ممکن است این پیشنهاد جذاب به نظر برسد. شاید زندگی شامپانزه همه چیز در مورد خوابیدن در جنگل و میمون اطرافش باشد. متأسفانه، واقعیت کمی دوست‌داشتنی است.

جامعه شامپانزه در واقع می‌تواند بسیار وحشیانه باشد. شامپانزه‌های نر به طور منظم در قلمرو خود گشت می‌زنند و به هر گونه متجاوز داخلی حمله می‌کنند. حتی بدتر از آن، در طول فصل جفت‌گیری، آن‌ها خشونت‌آمیز به همسران بالقوه خود حمله خواهند کرد. شامپانزه‌های ماده هم البته خیلی بهتر نیستند. آن‌ها اغلب با یکدیگر می‌جنگند و حتی گاهی فرزندان رقبای خود را می‌کشند.

نه، اگر به دنبال یک زندگی ساده و خانواده آرامی هستید، بهتر است با بونوبو زندگی کنید. این گونه از میمون‌ها در حالی که ارتباط نزدیکی با شامپانزه‌ها دارند، رفتار بسیار دوستانه و همکاری بیشتری از خود نشان می‌دهند.

بنابراین، اگر جامعه شامپانزه خشن و رقابتی است، زندگی برای بونوبوها چگونه است؟ خب، برای اولین بار، این خیلی عقب‌تر است. از همه قابل توجه‌تر، هیچ رقابت جنگی بر سر همسران وجود ندارد. به جای اینکه نرها بر سر ماده‌های منتخب دعوا کنند، ماده‌ها انتخاب می‌کنند که با چه کسانی رابطه داشته باشند – و آن‌ها تقریباً همه را انتخاب می‌کنند. در واقع، برای بونوبوها، عمل جنسی فقط یک روش معمول برای معاشرت است.

علاوه بر درگیری‌های کمتر در مورد انتخاب همسران، بونوبوها بخاطر غذا روابط‌شان را به خشونت نمی‌کشند. درست برعکس – آن‌ها ترجیح می‌دهند به اشتراک بگذارند. در یک آزمایش گویا، دانشمندان یک سری بونوبو را به تنهایی در یک اتاق با میوه‌های تازه و درجه یک قرار دادند که یک بونوبوی دیگر را نگه نمی‌دارد. بدون شکست، میمون اول همیشه تصمیم می‌گرفت که دومی را وارد کند، حتی اگر قبلاً هرگز او را ملاقات نکرده باشد. شامپانزه‌ها، اگر همان شرایط را داشته باشند، فقط همه چیز را خودشان می‌خورند.

جای تعجب نیست که این میمون‌های اهلی هم‌چنین برخی از ویژگی‌های جسمانی قابل توجه را که در حیوانات اهلی معمول است نشان می‌دهند. آن‌ها دارای صورت و فک کوچک‌تر و برجسته‌تر به همراه دندان‌های ریزتر و تیزتر هستند. آن‌ها هم‌چنین دارای رنگدانه‌های متنوع‌تری با لب‌های صورتی مایل به قرمز و موهای رنگ روشن حتی در زمان بلوغ کامل هستند.

و درست مانند روباه‌های اهلی، بونوبوها نشانه‌هایی از مهارت‌های ارتباطی و همکاری بهتر را نشان می‌دهند. هنگامی که وظیفه‌ای ارائه می‌شود که نیاز به همکاری دارد – به عنوان مثال، یک معما که به دو میمون نیاز دارد تا به طور هم‌زمان طناب بکشند تا حل کنند – بونوبوها می‌توانند به سرعت با هم کار کنند. با این حال، پسرعموهای شامپانزه آن‌ها به ندرت می‌توانند همین کار را انجام دهند.

به نظر می‌رسد این صفات متمایز جسمی و رفتارهای برابری‌طلبانه نشان می‌دهد که بونوبوها فرآیندی طبیعی شبیه به اهلی شدن داشته‌اند، اما کاملاً در طبیعت. موفقیت آن‌ها به عنوان یک گونه، گواه محکمی است که در برخی موارد، پرورش صفاتی مانند دوستی و مهارت‌های اجتماعی همکاری باید از نظر تکاملی سودمند باشد.

به نظر می‌رسد که تکامل انسان دوستانه ترجیح داده شده است.

شما در خیابانی قدم می‌زنید که غریبه‌ای از آنجا رد می‌شود. شما او را نمی‌شناسید، اما چهره آرام و مهربانش باعث می‌شود او قابل اعتماد و دوست‌داشتنی به نظر برسد. درصورت نیاز به راهنمایی، از او راهنمایی می‌خواهید. در واقع، این نوع چهره‌های دوستانه در اطراف ما هستند. اما چرا؟

شکل ظاهری ما صرفاً تصادفی یا سطحی نیست. درست برعکس. خطوط و ابعاد چهره پیچیده انسان حاکی از برخی تغییرات جدی در ذهن ما است. به خاطر می‌آورید که روباه‌های سیبری بلایاف با محبت بیشتر چگونه ویژگی‌های جسمی خود را تغییر دادند؟ اجداد اولیه ما نیز ممکن است همین روند را طی کرده باشند.

سوابق فسیلی نشان می‌دهد که تکامل انسان‌های اولیه ممکن است برای دوستی نیز انتخاب شده باشد – و شواهد در سراسر چهره ما نوشته شده است.

انسان‌های مدرن، گونه‌ای از انسان به نام هومو ساپینس، در حال حاضر نخستیان غالب در این سیاره هستند. با این حال، به تازگی ۵۰,۰۰۰ سال پیش، ما خیلی تنها نبودیم. در گذشته حداقل پنج گونه دیگر از انسان روی زمین وجود داشته است. اما با گذشت زمان، ما پیروز شدیم و موفق‌ترین گونه شدیم. چه چیزی باعث برتری ما شد؟

یک فرضیه این است که اجداد اولیه ما خود اهلی شده‌اند. یعنی تنش تکاملی به نفع افرادی که صمیمی‌تر بودند، غلبه پیدا کرد. اما چگونه مهارت‌های اجتماعی نسبت به پسر‌عموهای نزدیک‌مان برتری دارند؟ خب، افزایش استعداد برای کنار آمدن به انسان‌ها امکان برقراری ارتباط موثرتر را می‌دهد. ساختارهای اجتماعی متراکم‌تر و پایدارتر را تشکیل می‌دهند. و در توسعه فنآوری‌های جدید همکاری کنند. اساساً، دوستی و اجتماع باعث تقویت گونه‌های ما شد.

دانشمندان با مطالعه این پدیده شواهد قانع‌کننده‌ای یافته‌اند که نشان می‌دهد ظهور هومو ساپینس همزمان با افزایش دوستی است. این را در نظر بگیرید: تستوسترون، هورمونی که با رقابت و پرخاشگری مرتبط است، هم‌چنین به ویژگی‌های خاص صورت مانند برجستگی‌های گونه و فک کمک می‌کند. هنگامی که پرونده فسیل‌ها را بررسی می‌کنیم، در می‌یابیم که با موفقیت بیشتر انسان‌ها، خط‌الرأس ابرو و فک به طور قابل‌توجهی کاهش می‌یابد. این نشان‌دهنده ارتباط بین افزایش جامعه‌پذیری و پیشرفت گونه‌های ما است.

علائم فیزیکی اهلی‌سازی در چهره‌های مدرن نیز دیده می‌شود. به عنوان مثال، چشمان انسان را با چشم‌های شامپانزه مقایسه کنید، و خواهید دید که فقط مناطق ما دارای مناطق سفید رنگ به نام اسکلاری هستند. این از دست دادن رنگدانه‌ها یکی دیگر از عوارض جانبی انتخاب برای دوستی است. با این حال، این یک سازگاری اجتماعی مفید نیز است. اسکلروس سفید، درک جایی که کسی به دنبال آن است، ابزاری اساسی برای ارتباطات بین فردی است.

مغز ما برای ایجاد پیوندهای اجتماعی قدرتمند، حتی با افراد غریبه، تکامل یافته است.

چراغ چشمک‌زن، موسیقی با صدای بلند، رقص سیال و تمایل شدید برای در آغوش کشیدن همه افراد. اینها برخی از عوارض جانبی شناخته‌شده استفاده غیرقانونی از وجد است. این دارو که گاهی اوقات ام‌دی‌ام‌‌ای (MDMA) نامیده می‌شود، در مجالس مجلل، کلوپ‌های شبانه و سایر محیط‌های لذت‌جویانه محبوب است. فهمیدن دلیل آن آسان است. مصرف یک دوز مغز را با سروتونین و اکسی‌توسین، دو ماده شیمیایی نزدیک به خوشبختی، نشاط و سایر احساسات مثبت مغز غرق می‌کند.

در اکثر کشورها خرید اکستازی غیرقانونی است. با این حال، خوشبختانه برای افرادی که بدنبال احساسات مثبت هستند، تکامل امکان ایجاد سروتونین و اکسی‌توسین را به روشی قدیمی فراهم کرده است. فقط به چشمان کسی خیره شوید.

با تکامل انسان‌ها برای دوستانه‌تر شدن، پیوندهای اجتماعی قوی به ابزاری اساسی برای بقا تبدیل شد. از این گذشته، زندگی در یک محیط اجتماعی پایدار و مشارکتی فواید واضحی دارد. فقط به جامعه هدزا در تانزانیا نگاه کنید. این گروه از جمع‌آوری شکارچیان موفق شده‌اند جامعه خود را برای چندین نسل از طریق تبادل متقابل حفظ کنند. شکارچیان در کشتارهای خود شریک هستند، گردآورندگان شکار خود را تقسیم می‌کنند، و در نتیجه، همه به اندازه کافی به دست می‌آورند.

بنابراین، پیوندهای انسانی چگونه ایجاد می‌شوند؟ یک راه استفاده از مواد شیمیایی مانند اکسی‌توسین است. این نوروهورمون با ایجاد اختلال در آمیگدالا، بخشی از مغز که تهدیدها و خطرها را پردازش می‌کند، ذهن را تغییر می‌دهد. با کاهش سرعت آمیگدالا، فرد برای صمیمیت با دیگران بازتر می‌شود. در حقیقت، مطالعات نشان می‌دهد افرادی که دارای اکسی‌توسین هستند، همدلی بیشتری نشان می‌دهند و با احساسات دیگران سازگارتر هستند.

در انسان، اکسی‌توسین در هنگام برخوردهای اجتماعی به طور طبیعی تولید می‌شود. به عنوان مثال، پس از زایمان، مادران و نوزادان با این ماده شیمیایی غرقاب می‌شوند تا به مهر و محبت پیوند والدین کمک کنند. با این حال، اکسی‌توسین نیز در هنگام ملاقات افراد با افراد غریبه آزاد می‌شود. نگاه ساده به چشمان انسان دیگر برای تحریک این ماده شیمیایی در مغز کافی است. در نتیجه، به نظر می‌رسد انسان‌ها برای برقراری روابط اجتماعی مثبت هستند.

این پویایی به گونه‌های ما کمک می‌کند شبکه‌های اجتماعی فراتر از خانواده‌های نزدیک ما بسازند. در اصل، ایجاد نوع جدیدی از طبقه‌بندی اجتماعی، غریبه درون‌گروهی، مجاز شد. این شخصی است که شخصاً او را نمی‌شناسید، اما همچنان به عنوان بخشی از گروه خود با او رفتار می‌کنید. محله‌ها، شهرها و کشورها – همه جوامع بزرگی که به آنها اعتماد داریم – به لطف دوستانه بودن ما با غریبه‌های درون‌گروهی امکان‌پذیر است.

با این حال، این پیوند یک جنبه تاریک دارد که در بخش بعدی آن را بررسی خواهیم کرد.

پیوندهای اجتماعی قوی ما می‌تواند خارجی‌ها را کمتر انسانی جلوه دهد.

واضح است که میل طبیعی ما به همکاری و دوستی به گونه‌های ما کمک کرده است تا برای هزاره‌ها رشد کنند. با این حال، حتی اگر نیاکان ما برای زنده ماندن به یکدیگر اعتماد داشتند، خانواده انسانی ما کاملاً از اصطکاک و نزاع خلاصی ندارند. داستان راشل را در نظر بگیرید.

راشل که در جمهوری دموکراتیک کنگو متولد شد، از جامعه بانیامولنژ، یک گروه قومی کوچک معروف به یهودیان سیاه آفریقا، استقبال می‌کرد. در حالی که کودکی او آرام بود، زندگی بعدی او با اختلافات وحشیانه‌ای روبرو شد. در طول دهه نود، مردم بانیامولنژ به طور مداوم در حاشیه قرار گرفتند و توسط دیگر گروه‌های سیاسی و قومی مورد حمله قرار گرفتند. این وحشت در سال ۲۰۰۴ به اوج خود رسید، هنگامی که یک گروه شورشی خارجی به اردوگاه پناهندگان راشل حمله کردند و تمام خانواده وی را کشتند.

در ابتدا، این داستان تاریک به نظر می‌رسد درک ما از دوستی انسان را تضعیف می‌کند. اما در واقع، این خشونت بی‌رحمانه مربوط به همان فشارهای تکاملی است که ما را مهربان می‌کند.

داستان راشل دلهره‌آور است، اما خاص نیست. حقیقت غم‌انگیزی است که تاریخ بشر با مواردی از خشونت، درگیری و نسل‌کشی پر شده است. اما، چگونه می‌توانیم این انگیزه‌های وحشیانه را درک کنیم بدون اینکه مفهوم دوستانه بودن خود را به عنوان یک مزیت تکاملی کنار بگذاریم؟

برای شروع، باید به نکات منفی شکل‌گیری پیوندهای اجتماعی قوی نگاه کنیم. در حالی که حساسیت مغز ما نسبت به اکسی‌توسین به ما کمک می‌کند تا با دیگر اعضای گروه خود همدلی کنیم، این یک عارضه جانبی زشت دارد. اکسی‌توسین باعث می‌شود پستانداران نسبت به افراد خارجی که به عنوان تهدید تلقی می‌شوند، تهاجمی‌تر باشند. برای به دست آوردن تصویر، فقط تصور کنید که چگونه یک خرس مادر توله‌های خود را با احتیاط پوشانده اما به هر حیوان نزدیک که مشکوک به نظر می‌رسد حمله می‌کند.

بنابراین، در حالی که انسان به غریبه‌هایی که به عنوان بخشی از گروه خود درک می‌شوند، کمک و پشتیبانی می‌کند، کسانی که به عنوان افراد خارجی شناخته می‌شوند، به عنوان مخالف قرار می‌گیرند. این تا حدی به این دلیل است که مغز ما با نظریه ذهن کمتر افراد خارجی را دستگیر می‌کند. این بدان معناست که ما وقت کمتری را با هم‌اندیشی با افکار، احساسات و تجربیات اعضای غیرگروه صرف می‌کنیم. در سطح عصبی، ما با آن‌ها به عنوان انسان زبون‌تر برخورد می‌کنیم.

این پدیده در سطح فرهنگی نیز وجود دارد. هنگامی که یک گروه قدرتمند به دیگری ظلم می‌کند، غالباً افراد خارجی را به عنوان حیواناتی غیرانسانی ترسیم می‌کند. این کار بعضی اوقات شبیه‌سازی نامیده می‌شود و در همه موارد از پوسترهای تبلیغاتی گرفته تا فحش‌های نژادی مشهود است. این تصاویر باعث ایجاد تمایل طبیعی برای نفرت از خارجیان می‌شوند.

حتی در این صورت، خشونت اجتناب‌ناپذیر نیست. با توسعه همدلی بین گروه‌ها، می‌توان احساسات انسانیت مشترک را تقویت کرد که بهترین غرایز ما را زنده می‌کند.

ما می‌توانیم تحمل را با تماس نزدیک و غیررسمی با دیگران تقویت کنیم.

لهستان، ۱۹۴۱. نازی‌ها مشغول کار هولناک جمع‌آوری خانواده‌های یهودی به محله یهودی‌نشین غیر‌انسانی هستند. بسیاری از مردم محلی توسط نیروهای اشغالگر فریب خورده‌اند و کم‌کاری در روند کار انجام می‌دهند. با این حال، آندره پیتنسکی حاضر به بیکار ماندن نیست.

پیتینسکی با وجود غیر یهودی بودن، زندگی خود را برای قاچاق مواد غذایی به نیازمندان به خطر می‌اندازد. حتی بعد از اینکه او را گرفتند و مجازات کردند، او و همسرش خستگی‌ناپذیر برای نجات یهودیان در طول جنگ کار می‌کنند.

چه عاملی باعث شد که پیتنسکی‌ها و هزاران قهرمان دیگر مانند آن‌ها برای کمک به گروه دیگری به این راحتی متعهد شوند و غیر انسانی بشوند؟ طبق نظر جامعه‌شناسان پرل و ساموئل اولینر، بیشتر این مقاومت‌ها یک چیز مشترک دارند. آنها همه با همسایگان یهودی دوستی نزدیک داشتند.

نیروهای ضد انسانی که منجر به هولوکاست شده‌اند از بین نرفته‌اند. متأسفانه، در سراسر جهان، هنوز افرادی وجود دارند که متعهد به نفرت و ستم از کسانی هستند که به عنوان افراد خارجی شناخته می‌شوند. یکی از نمونه‌های برجسته این ایدئولوژی است. این افراد در معیارهای سلطه‌گری اجتماعی نمره بالایی کسب می‌کنند، به این معنی که آن‌ها معتقدند برخی از گروه‌ها مانند اقلیت‌های نژادی ذاتاً فرومایه‌ترند.

چگونه جامعه‌ای می‌تواند گسترش چنین دیدگاه‌های مضر را محدود کند؟ برخی معتقدند افرادی که عقاید عقب‌مانده دارند باید با خشونت سرکوب شوند. با این حال، این روش می‌تواند نتیجه عکس دهد. به یاد داشته باشید، انسان‌ها تمایل به غیرانسانی کردن افراد خارجی دارند که احساس خطر می‌کنند. افزایش این احساس آسیب‌پذیری می‌تواند آن نفرت ظاهری را تشدید کند.

یک رویکرد بهتر ممکن است ایجاد فضاهای بیشتر برای تعاملات غیرتهدیدآمیز بین گروه‌ها باشد. تعامل اجتماعی مثبت و گاه به گاه احساسات منفی ناشی از نفرت را از بین می‌برد. به عنوان مثال، دانشجویان دانشگاهی که به طور تصادفی هم‌اتاقی از نژادهای مختلف را تعیین می‌کنند، در مراحل بعدی تحمل بسیار بیشتری نسبت به اختلافات نژادی دارند. به همین ترتیب، در دهه ۱۹۴۰، ساکنان سفیدپوست محله‌های جداشده به احتمال بسیار بیشتری از تجزیه و تحلیل بیشتر حمایت می‌کردند.

اگر ما می‌خواهیم جلوی لغزش بیشتر جوامع خود به سمت خصومت را بگیریم، باید اطمینان حاصل کنیم که مردم در انواع خطوط جمعیتی با هم ارتباط دارند. در حال حاضر، شهرها و شهرهای ایالات متحده اغلب از نظر مکانی تقسیم شده‌اند. مناطق غنی و فقیرنشین، محله‌های سفید و محله‌های سیاه وجود دارد.

با این وجود، آمریکایی‌ها می‌توانند با تغییر آگاهانه شهرها برای تشویق به تعامل، این جداسازی جاافتاده را برگردانند. تأمین بودجه بیشتر برای توسعه مسکن با درآمد مختلط، ایجاد فضاهای عمومی فراگیرتر و از بین بردن موانع فیزیکی که مردم را از هم دور می‌کند، مهم است. به طور خلاصه، ساختن شهرهایی که مردم تمام همسایگان خود را بشناسند مهم است.

رفتار ما با حیوانات منعکس‌کننده رفتار ما با یکدیگر است.

در طول جنگ دوم کنگو، کلودین آندره محافظه‌کار یک مشکل داشت. کینشاسا، شهر زادگاهش، در محاصره بود. هر روز بمباران می‌شد. آب آشامیدنی سالم و جریان برق قابل‌اطمینان به سختی در دسترس بود. برای جمع کردن همه این‌ها، آندره باید در این شرایط سخت از ده بونوبو مراقبت می‌کرد.

این آسان نبود، اما آندره تمام تلاش خود را کرد تا میمون‌های آسیب‌پذیر را زنده و شاد نگه دارد. او به آن‌ها اجازه می‌داد در خانه‌اش زندگی کنند و هر روز آن‌ها را به یک جنگل خلوت برای بازی و معاشرت می‌برد. پس از جنگ، او ده‌ها باشگاه مهربانی ایجاد کرد. در این پناهگاه‌های کوچک، کودکان محلی می‌توانند با بونوبوها ملاقات کنند و از زندگی‌شان مطلع شوند.

چرا آندره می‌خواست بچه‌ها با بونوبوها ملاقات کنند؟ از نظر او دلیلش ساده بود. این می تواند از درگیری دیگری جلوگیری کند. اگر کودکان یاد بگیرند که به حیوانات احترام بگذارند و آن‌ها را دوست داشته باشند، به احتمال زیاد از یکدیگر مراقبت می‌کنند.

بشر تا زمانی که گونه ما وجود داشته باشد در کنار حیوانات دیگر زندگی کرده است. در حالی که ما اغلب از آن‌ها برای غذا و کار استفاده کرده‌ایم، اما حیوانات را نیز به عنوان خانواده در نظر گرفته‌ایم. عشق ما به حیوانات حتی در آیین‌های ما هم مشهود است. در سراسر جهان، باستان‌شناسان مکان‌های دفن باستانی را پیدا کرده‌اند که اجداد ما در کنار اصحاب سگ خود آرام گرفته‌اند [سگ اصحاب کهف].

با توجه به روابط نزدیک اجتماعی ما با حیوانات، جای تعجب نیست که افرادی که روابط دوستی بین گونه‌ای را پرورش می‌دهند، به احتمال زیاد مهربانی را به انسان‌های دیگر نیز گسترش می‌دهند. روانشناسان گوردون هودسون و کریستف دونت این پویایی را مطالعه کردند. آن‌ها دریافتند افرادی که افکار و احساسات بیشتری نسبت به حیوانات دارند، در معیارهای تحمل نیز امتیاز بالاتری کسب می‌کنند.

مطالعه دیگری که توسط برایان هار و دانشجوی تحصیلات تکمیلی وی ون ژو انجام شد، این پدیده را با دقت بیشتری بررسی کرد. در یک نظرسنجی، دانشمندان از مردم پرسیدند که آیا آن‌ها موافق هستند که برخی نژادهای سگ ذاتاً از نژادهای دیگر برتر هستند. کسانی که حقیقت را در این بیانیه می‌دیدند، در معیارهای جهت‌گیری سلطه اجتماعی نیز امتیاز بالایی کسب کردند. یعنی آن‌ها سلسله مراتب جامعه بشری را نیز ترجیح می‌دادند.

واضح است که نحوه مشاهده دنیای حیوانات و ارتباط ما با سایر موجودات زنده، تأثیراتی بر نحوه دیدن یکدیگر دارد. شاید اگر یاد بگیریم نگرشی توسعه‌ای نسبت به همه طبیعت داشته باشیم و توسعه دهیم، احتمالاً بیشترین قدرت خود را، یعنی توانایی دوستی خود، بکار ببریم.

خلاصه نهایی

پیام اصلی در این معرفی کتاب:

انسان به گونه‌ای ذاتاً اجتماعی تبدیل شده است. در طول تاریخ، توانایی ما برای زنده ماندن به پرورش مهارت‌های اجتماعی، ارتباطات بین فردی و جوامع پشتیبانی متقابل بستگی دارد. متأسفانه، گرایش سخت‌گیرانه ما برای پیوند با نزدیکان ما هم‌چنین می‌تواند ما را نسبت به افراد خارجی که به نظر ما تهدیدآمیز هستند احتیاط کند. برای ساختن جهانی صلح‌آمیزتر، باید تلاش کنیم با اطرافیان خود دوستی برقرار کنیم، حتی اگر در ظاهر متفاوت به نظر برسیم.

این کتاب را می‌توانید از سایت آمازون تهیه کنید.

امتیاز به این مطلب

مطالب بیشتر

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
زیستن دوستانه
بازدید : 62

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

فهرست
قدرت نوآوری استراتژی
* پیوند بین خلاقیت و برنامه‌ریزی استراتژیک
* کشف فرصت‌های ناب کسب‌وکار
* بازآفرینی مدل کسب‌وکار فعلی
* کشف نیازهای آینده مشتریان
* ورود به بازارهای جدید و بی‌رقیب
* تدوین چشم‌اندازی جدید برای آینده
* ایجاد ساختاری جدید برای نظام نوآوری
منظومه جامع مدیریت کسب‌وکار
دانلود فیلم آموزشی + کتاب رایگان!
کافی است نام، ایمیل و تلفن همراه خود را وارد کنید تا بسته آموزشی رایگان سیستم نوین مدیریت کسب‌وکار شامل فیلم آموزشی و خلاصه کتاب رایگان «رهآورد تلاش» را دانلود کنید.
نام و نام خانوادگی
ایمیل
تلفن همراه
نگران نباشید؛ ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد!
فرصتی برای تغییر
دریافت جدیدترین اخبار دوره
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
به مقام رهبری برسید
شما هم می‌توانید یک رهبر باشید
دریافت رایگان درس اول
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
دریافت رایگان درس اول
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
دریافت رایگان درس اول
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
دریافت رایگان درس اول
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
دریافت رایگان درس اول
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
دریافت رایگان درس اول
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
دریافت رایگان درس اول
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
چک‌لیست آمادگی تغییر
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
چک‌لیست مدیریت تولید و عملیات
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
چک‌لیست تجزیه‌وتحلیل محیطی
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
چک‌لیست برنامه‌ریزی استراتژیک
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
چک‌لیست بهره‌وری و اثربخشی
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.
چک‌لیست BPMN2
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.