1. خانه
  2. مقالات
  3. رهبری کسب و کار
  4. مدیریت خلاقیت و نوآوری چیست؟

مدیریت خلاقیت و نوآوری چیست؟

خلاقیت و نوآوری
بازدید : 7,698

مدیریت خلاقیت و نوآوری چیست؟

مدیریت خلاقیت عبارت است از توانایی تلفیق ایده­‌ها به شیوه­‌ای منحصربه‌فرد برای برقراری ارتباط غیرمعمول بین ایده­‌های مختلف. در حالی که نوآوری، فرایند به کارگیری یک ایده­‌ی خلاق و تبدیل آن به یک محصول، خدمت یا شیوه­‌ای مفید است. به عبارت دیگر، خلاقیت بر توانایی تأکید دارد، نه فعالیت. فرد ممکن است ایده­‌ای جدید و چگونگی استفاده از آن را مطرح کند، اما لزوماً اقدام ضروری برای تبدیل آن به یک واقعیت یا پدیده را صورت ندهد. خلاقیت، پیش‌نیاز نوآوری است و ایده­‌ها به خودی خود ارزش چندانی ندارند، مگر این که تبدیل به محصول یا خدمت یا فرآیندی جدید شوند.

 

شومپیتر معتقد است که خلاقیت، روحی است که در کارآفرینی دمیده می­‌شود و نوآوری فرآیند کارآفرینی است. هم خلاقیت و هم نوآوری، از اجزای جدانشدنی کارآفرینی­ هستند و به گفته­‌ی پیتر دراکر، وجود نوآوری در کارآفرینی به قدری ضروری است که می­‌توان ادعا کرد کارآفرینی بدون آن وجود ندارد و خلاقیت نیز بدون نوآوری نتیجه­‌ای در پی ندارد. به عبارت دیگر، ارتباط بین این سه عنصر، زنجیره­‌ای را تشکیل می­‌دهد که آن را زنجیره کارآفرینی می­‌گویند.

 

بعد از آنکه فرد از مرحله­‌ای که تشخیص داده ایده امکان‌پذیر و دارای ارزش است (مرحله­‌ی خلاقیت)، گذشت، تبدیل به مخترع می­‌شود، اما نوآور نیست. در اختراع، چیزی جدید خلق می­‌شود که منجر به ایجاد دانش جدید می­‌شود، ولی در نوآوری، ایده تبدیل به کاربردهای سودمند می­‌شود که نتیجه­‌ی آن، محصول، خدمت یا فرآیند جدید است. علاوه بر این، مخترعان (ادیسون، بل و …) کسانی­‌اند که با دانش فنی جدید سر و کار دارند و فنآوری جدید، اشکال جدید و طرح‌های جدید را شناسایی می­‌کنند.

فرایند خلاقیت

به طور کلی خلاقیت فرایندی است که دارای چند مرحله به شرح زیر است:

مرحله­‌ی اول: آمادگی: آمادگی شامل توجه دقیق و متمرکز بر روی مسئله تحت بررسی به منظور حل مسئله است.

مرحله­‌ی دوم: نهفتگی یا تکوین (خوابیدن روی مسئله): عبارت است از زمان تفکر و واکنش. مرحله­‌ای است که توجه ضمیر خودآگاه از تمرکز بر روی مسئله موردنظر دور می­‌شود.

مرحله­‌ی سوم: اصرار و پافشاری (سماجت): در این مرحله افراد خلاق با ایده­‌های خود درگیر می­‌شوند و برایشان مهم نیست که چه پیامدها و هزینه­‌هایی برای آن­ها به دنبال دارد.

مرحله­‌ی چهارم: بینش و بصیرت (اشراق): در این مرحله فرد ایده­‌ای را می­‌یابد که همواره در جست‌وجوی آن بوده ولی قبلاً از آن غافل شده بوده است.

مرحله­‌ی پنجم: رسیدگی و تحقیق (وارسی): در این مرحله بینش یا ایده­‌ی جدید برای اطمینان از اینکه معتبر و مناسب است، مورد آزمون  قرار می­‌گیرد.

 

در رابطه با نحوه شکل­‌گیری خلاقیت، رویکردهای مختلفی وجود دارد. دیدگاه عصب‌شناسی یکی از جدیدترین مکاتبی است که در آن نقش و اهمیت دو نیم‌کره­‌ی چپ و راست مغز در ایجاد خلاقیت مورد توجه قرار گرفته است. نیم‌کره­‌ی چپ با اطلاعات کلامی و زبان سروکار دارد و تفکر انتقادی را تنظیم می­‌کند و مسئول رمزهای نوشتن و خواندن، زبان و ریاضی به شیوه­‌های تحلیلی و منطقی است. نیم‌کره­‌ی راست با اطلاعات دیداری و شنیداری سروکار دارد و مسایل و عقاید قدیمی را به شیوه­‌ی جدید دوباره تنظیم می­‌کند. نیم‌کره­‌ی راست از طریق بصیرت و شهود خاصیت ترکیبی دارد. نتایج مطالعات نشان می­‌دهد که برای شکل­‌گیری خلاقیت به فعالیت­‌های شناختی نیم‌کره­‌ی چپ و راست مغز بصورت توأمان نیاز است. برای پرورش تفکر خلاق، تفکر مربوط به هر دو نیم‌کره­‌ی مغز باید رشد یافته و هماهنگ شوند. فرد خلاق کسی است که وظایف هر دو نیم‌کره­‌ی چپ و راست مغز را به طور مکمل ادغام کرده و به کار ببرد. در نخستین مرحله شکل‌گیری خلاقیت (مرحله آمادگی) بیشتر به مهارت­‌های تحلیلی نیم‌کره­‌ی چپ نیاز است و زمانی که فرد به مرحله نهفتگی می­‌رسد، نیم‌کره­‌ی راست مغز از کارآیی بیشتری برخوردار است.

مدیریت خلاقیتنمودار ۱: فرآیند خلاقیت

نوآوری

به طور کلی می­‌توان محصولات جدید را در شش دسته بر روی طیفی نشان داد که یک طرف آن محصولات کاملاً نوآور و در طرف دیگر آن تغییرات سبک (ساده) قرار دارد.

۱- نوآوری­‌های عمده: این طبقه شامل محصولات جدیدی است که تاکنون در بازار وجود نداشته است.

۲- کسب‌وکارهای جدید: این دسته شامل محصولات جدیدی است برای برطرف کردن نیازی خاص که در حال حاضر از طریق محصولاتی که نیازهای عمومی مشابه را برطرف می‌­کند، برآورده می­‌شود.

۳- محصولات جدید: در این حالت شرکت تلاش می­‌کند محصولاتی را که قبلاً به مشتریان خود ارائه نمی­‌کرده است ارائه کند.

۴- توسعه خط محصول: اضافه کردن بر خطوط محصول فعلی یا روش‌های جدید در ارائه محصولات.

۵- بهبود محصول: رایج‌­ترین نوع نوآوری­‌ها در این دسته قرار می­‌گیرد. در این حالت در ویژگی­‌ها و شکل محصول فعلی تغییراتی ایجاد می­‌شود.

۶- تغییرات سبک: بیشترین نوع نوآوری در این رده قرار می­‌گیرد. اگر چه اغلب آنها خیلی قابل رویت هستند و به چشم می­‌آیند. برای مثال تغییر طرح چک­‌ها، تغییر رنگ دفترچه­‌های حساب در این رده قرار می­‌گیرد.

خدمات جدید

همیلتون، آلن و بوز شش طبقه از خدمات جدید را معرفی کرده­‌اند:

۱- محصولاتی که برای تمام دنیا جدید هستند.

۲- خطوط جدید محصولات (مانند زمانی که بانک‌ها در جهت ارائه حساب‌های جاری و رهنی حرکت می­‌کنند. همه محصولات آنها برای بازار جدید نیستند، بلکه خط محصول جدیدی برای موسسه می­‌باشند).

۳- افزودن بر خطوط محصولات جدید

۴- بهبود و تجدیدنظر در مورد محصولات موجود

۵- جاگیری مجدد

۶- کاهش قیمت

انواع نوآوری

بسیاری از فعالیت­‌هایی که تحت عنوان ارائه محصولات جدید و نوآوری بیان می­‌شوند در واقع بهبود و تعدیل تولیدات موجود هستند. گرینلند و مک گولدریک سه نوع نوآوری را معرفی کرده­‌اند:

۱- نوآوری مستمر که شامل یک تغییر تدریجی در ارائه خدمات می­‌باشد، این نوآوری حداقل اخلال را بر روی الگوهای ایجاد شده رفتاری دارد.

۲- نوآوری­‌های پویایی مستمر که تا حدی در نفوذ بر الگوهای ایجاد شده رفتاری اخلال ایجاد می­‌کنند. این نوع از تغییر، تغییر از پرداخت وجه نقد به پرداخت چک و پرداخت بوسیله کارت‌های اعتباری را شامل می­‌شود.

۳- نوآوری­‌های با وقفه که بیشترین تأثیر را بر رفتار دارد.

مدیریت خلاقیت

نمودار ۲: طبقه­‌بندی محصولات جدید

دانلود PDF این مقاله

 

امتیاز به این مطلب

مطالب بیشتر

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
خلاقیت و نوآوری
بازدید : 7,698

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

فهرست
خدمات مشتریان
ارسال پیام
تغییر و دگرگونی را با جعبه‌ابزار تغییر سطح مقدماتی و تخفیف شگفت‌انگیز ۸۱٪ آغاز کنیدآغاز می‌کنم
+