توضیحات
کتاب سنتور دلم قطعات، غزلیات، و ابیاتی به عنوان دلنوشتههای مسعود چیتگرها است.
کلمات وقتی از ذهن برمیخیزند، سخن میشوند؛ اما وقتی از ریشههای جان قد میکشند، نغمه میشوند.
در این کتاب، من نه با قلم، که با مضرابِ تجربههای زیسته بر سیمهای نازکِ احساس کوبیدهام.
“سنتورِ دلم” تنها یک مجموعهی شعر و دلنوشته نیست؛ بلکه واگویههایی است از لحظاتِ شکارِ معنا در هیاهوی زندگی.
هر آنچه در این صفحات میخوانید، تلاشی است برای کوک کردنِ احوالِ پریشان به نُتِ آرامش.
من باور دارم که دل، اگر کوک باشد، میتواند تلخترین اتفاقات را به زیباترین ملودیهایِ رشد تبدیل کند.
این نوشتهها، ردِ پایِ لرزانِ من در مسیرِ طولانیِ «تغییر هارمونی» است؛ دعوتی برای آنکه شما هم مضراب به دست بگیرید و نغمهی اختصاصیِ وجودتان را بنوازید.
یکی از قشنگترین غزلهای این کتاب که در فضای مجازی هم بسیار استقبال شده غزل زیر است.
شوریده
سنتور دلم طاقت مضراب ندارد
شوریده سرم بتکده را تاب ندارد
من با تو همایون زدهام ساز ولیکن
مَشک غم این دیده مرا آب ندارد
دشتی و سهگاه و شور و تُرک و ماهور
فرقی نکند گر تِم بس ناب ندارد
ای ساز بسازم ز تو آهنگ غم عشق
فا می ر دو سی سُل زدنم خواب ندارد
من محو تماشای نُتِ رقص تن تو
انگشت من و پردهدری باب ندارد
سمفونی جان و دل من نیست هماهنگ
رهبر تویی و اين همه اسباب ندارد
از قطعات دیگر این کتاب میتوانیم به این غزل عاشقانه اشاره کنیم
مکتب تغییر
چون خواب عشق تو تعبیر میشود
بیداریام به تو زنجیر میشود
هیچم مپرس چنانم بدون عشق
زلف تو حلقهی درگیر میشود
آن آيه کرسی صبحی که خواندهام
در وقت حادثه دستگیر میشود
شعرم ز واژهی عشقت غزل کند
با منظری قشنگ که تصویر میشود
تسلیم صحبت آن دلربا، قضا
هر لحظه فیض تو تقدیر میشود
گر باورت برسد اسم اعظمی
هستی به نام تو تسخیر میشود
یکتایی وجود در مقام عشق
بی حد و مرز چه تکثیر میشود
دل را غبار غیر چنان گرفت
با نار عشق تو تنویر میشود
هر دل که مدرسه را ناامید شد
مشتاق مکتب تغییر میشود
ور دل ز پستی دنیا خراب شد
با ربنای تو تعمیر میشود
جود و کرم شراب مداوم است
غم در صفای تو تخمیر میشود






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.