1. خانه
  2. مقالات
  3. رشد
  4. یک گام کوچک می‌تواند زندگی‌تان را تغییر دهد

یک گام کوچک می‌تواند زندگی‌تان را تغییر دهد

یک گام کوچک
بازدید : 31

یک گام کوچک می‌تواند زندگی‌تان را تغییر دهد

5/5 - (1 امتیاز)

راه کایزن یا تغییر از طریق گام‌های کوچک

یک گام کوچک می‌تواند زندگی‌تان را تغییر دهد (که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده است) راهنمای عملی و خودیاری با الهام از مفهوم کایزن یا تغییر از طریق قدم‌های کوچک است. این روش شیوه‌های ساده و مختلفی را پیشنهاد می‌دهد که می‌تواند به هر کسی کمک کند تا زندگی‌شان را به طور مداوم بهبود دهند و با برداشتن قدم‌های کوچک در هر زمان، تغییرات همیشگی بسازند.

 

این کتاب برای افرادی است که در تلاش برای رسیدن به اهداف سلامتی خودشان هستند؛ نویسندگان، هنرمندان، یا خلاق‌هایی که احساس می‌کنند که به بن‌بست رسیده‌اند؛ و هر کسی که احساس بدبینی یا بی انگیزگی دارد.

 

رابرت مورر روانشناس بالینی در یوسی‌ال‌ای و دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن است. او درباره کایزن همایش‌ها و سخنرانی‌های رسمی برگزار می‌کند و نویسنده کتاب‌های روح کایزن و تسلط بر ترس نیز هست.

این کتاب چه چیزی برای من دارد؟ قدم‌های کوچک بردارید؛ سپس جهش‌های غول‌پیکر دریافت کنید.

تغییر می‌تواند سخت باشد. خواه سالم‌تر خوردن، ورزش منظم یا صرفه‌جویی در پول باشد، اکثر ما برای پای‌بندی به این برنامه‌ها تلاش می‌کنیم. تصمیمات سال نو به سرعت کنار گذاشته می‌شوند، استراتژی‌های تجاری به سختی از ماه اول گذشته است و تمرینات ورزشی درست پس از خرید کفش کتانی جدید به پایان می‌رسد.

 

اما به گفته نویسنده و روانشناس دکتر رابرت مورر، راه آسانی برای ایجاد تغییرات در زندگی ما وجود دارد. این شامل الهام گرفتن از مفهوم ژاپنی کایزن یا «بهبود مستمر» است. استراتژی‌های ساده‌ای وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها برای ایجاد تغییرات در هر زمینه‌ای از زندگی خود استفاده کنید.

 

به قول فیلسوف لائوتسه، «یک سفر هزار مایلی باید با اولین قدم آغاز شود.» این جوهر کایزن است. در این خلاصه‌کتاب، کتاب دکتر مورر «یک قدم کوچک می‌تواند زندگی‌تان را تغییر دهد – راه کایزن» را بررسی خواهیم کرد. شما کشف خواهید کرد که چگونه اولین قدم را در سفر خود بردارید – و زندگی خود را برای بهتر شدن تغییر دهید. پس بیایید شروع کنیم.

 

در این خلاصه‌کتاب، یاد خواهید گرفت

 

  • قدرت پرسش‌های مکرر؛
  • چگونه تمرین «تجسم ذهنی» می‌تواند به شما در مواجهه با چالش‌ها کمک کند؛ و
  • شیوه‌هایی برای ایجاد عادات پایدار.

با برداشتن گام‌های کوچک، می‌توانید تغییرات را آسان‌تر انجام دهید.

بیایید با اندیشیدن به تغییری آغاز کنیم که می‌خواهید در زندگی خود ایجاد کنید. شاید بخواهید سالم‌تر غذا بخورید یا هر ماه پول کمی را برای پس‌انداز کنار بگذارید. یا ممکن است عادت بدی داشته باشید که می‌خواهید آن را ترک کنید.

 

این احتمال وجود دارد که قبلاً امتحان کرده و متوجه شده باشید که این تغییر برای شما دشوار بوده است. همانطور که قبلاً گفتیم، تغییر می‌تواند سخت باشد. حتی زمانی که با بهترین نیت وارد آن شوید، پای‌بندی به تصمیمات‌تان آسان نیست.

 

باور کنید وقتی می‌گوییم – فقط تو نیستی. بسیاری از ما مبارزه می‌کنیم. هر کسی معمولاً تصمیمات سال نو را برای ده سال متوالی اتخاذ می‌کند – و هر بار شکست می‌خورد.

 

اما لازم نیست خیلی سخت باشد. رابرت مورر استدلال می‌کند که ایجاد تغییرات می‌تواند به طرز شگفت‌آوری ساده باشد. تنها چیزی که نیاز دارید کایزن است.

 

شاید قبلاً نام کایزن را شنیده باشید، شاید در زمینه کسب‌وکار. این مفهوم از بهبود مستمر همه چیز در مورد انجام کارها به آرامی و برداشتن گام‌های کوچک به منظور ایجاد تغییرات مثبت بزرگ‌تر است.

 

مورر کایزن را به مشتریانش توصیه می‌کند – سیگاری‌های معتاد، مجردان ناراضی، والدین جدا شده . . . همه نوع افراد برای هر کسی که سعی دارد زندگی سالم‌تر و شادتری داشته باشد مؤثر است.

 

بیایید به شش روش مختلف برای استفاده از کایزن در زندگی خود نگاه کنیم. نکته مهم این است که شما حتی نیازی به استفاده از همه این شیوه‌ها ندارید. هر کدام به تنهایی کار می‌کنند و می‌توانید بلافاصله استفاده از آن‌ها را شروع کنید.

 

با این حال، ابتدا اجازه دهید نگاهی گذرا به علم پشت کایزن بیندازیم. دقیقاً این روش چطوری کار می‌کند؟ چرا قدم‌های کوچک تا این اندازه مؤثر هستند؟

 

اساساً، کایزن نوعی هک است – راهی برای دور زدن غرایز زیستی ما.

 

اغلب اوقات، مغز انسان به خوبی تغییرات را کنترل نمی‌کند. زیرا تغییر ناگهانی واکنش جنگ یا گریز ما را تحریک می‌کند که در بخشی از مغز به نام آمیگدال اتفاق می‌افتد. چه تغییر بزرگی باشد، مانند تغییر شغل، یا کوچک، مانند کاهش مصرف شکلات، مغز ما آن را دوست ندارد. تغییر به عنوان یک تهدید تلقی می‌شود.

 

اما با کایزن، تغییرات چندان ترسناک به نظر نمی‌رسند. با ایجاد تغییرات جزئی و تدریجی، می‌توانید از نوک انگشتان آمیگدال عبور کرده و از ایجاد زنگ خطر جلوگیری کنید.

 

کایزن اینگونه کار می‌کند – با برداشتن گام‌های کوچک و یواشکی مغز شما را فریب می‌دهد.

پرسیدن سؤالات کوچک از خود روشی مؤثر برای ایجاد زمینه برای تغییر است.

بنابراین، چگونه شروع می‌کنید؟ فرض کنید تغییری که می‌خواهید ایجاد کنید بسیار دلهره‌آور است، مانند شروع یک پروژه خلاقانه بزرگ. یکی از بهترین راه‌ها برای شروع، با یک سؤال – یک سؤال کوچک است.

 

این رویکردی است که مایکل اونداتجه، نویسنده کتاب بیمار انگلیسی، هنگام شروع یک رمان جدید از آن استفاده می‌کند. در مواجهه با صفحه‌ای خالی از خود سؤالاتی می‌پرسد. سؤالات بزرگ و دشواری مانند «خوانندگان چه شخصیتی را دوست دارند؟» در عوض، او به صحنه‌ای فکر می‌کند، مانند سقوط هواپیما، و سپس سؤالات کوچکی می‌پرسد، مانند «مرد داخل هواپیما کیست؟» یا «چه سالی است؟»

 

برای بهره‌مندی از این رویکرد، لازم نیست رمان‌نویس مشتاقی باشید. پرسیدن سؤالات کوچک یک شیوه مفید برای ایجاد هر تغییری است. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید با بدهی کارت اعتباری خود مقابله کنید، با پرسیدن یک سؤال کوچک از خود شروع کنید، مانند «امروز در عرض پنج دقیقه چه کاری می‌توانم انجام دهم تا بدهی خود را کاهش دهم؟»

 

اگر پاسخ فوری ندارید، اشکالی ندارد. مهم پرسیدن سؤال است. اگرچه مغز ما طرفداران زیادی از تغییر نیست، اما آن‌ها عاشق سؤالات هستند. یک سؤال ساده می‌تواند مغز را درگیر نگه دارد، که باعث تحریک خلاقیت و در نهایت ایجاد راه حل می‌شود.

 

اطمینان حاصل کنید که سؤال خود را با دقت انتخاب کرده‌اید تا از تحریک پاسخ جنگ یا گریز مغز خود جلوگیری کنید. شما نمی‌خواهید آمیگدال را با یک سؤال مبهم بیدار کنید، مانند «چگونه می‌توانم سالم باشم؟» بنابراین آن را ساده نگه دارید. از چیزی مانند «چه راهی است که می‌توانم به خودم یادآوری کنم که مرتب آب بنوشم؟»

 

سپس، هنگامی که به سؤالی فکر کردید، به پرسیدن آن ادامه دهید. آن را به عادت تبدیل کنید. وقتی هر روز صبح قهوه درست می‌کنید این سؤال را از خود بپرسید. یا آن را روی یک یادداشت چسبان [Post-it] بنویسید و در جایی که قابل مشاهده است، مانند میز یا داشبورد خود بچسبانید.

 

پرسیدن مکرر سؤالات کوچک ممکن است مهم به نظر نرسد، اما در واقع دارید کاری بسیار رادیکال انجام می‌دهید. شما به آرامی مغز خود را دوباره برنامه‌ریزی می‌کنید – بدون اینکه متوجه شود. و شما در حال برداشتن اولین گام‌ها برای تغییر واقعی هستید.

فصل ۳: با استفاده از شیوه «تجسم ذهنی» به قدرت تخیل خود قدرت بدهید.

بیایید به یک هک دیگر برای مغز شما نگاه کنیم. این شیوه به نام «تجسم ذهنی» است که توسط روانشناس یان رابرتسون توسعه یافته است. اگرچه ممکن است کمی عجیب و انتزاعی به نظر برسد، تجسم ذهنی در واقع بسیار ساده است. همه چیز در مورد استفاده از تخیل شما برای تمرین ذهنی برای یک فعالیت آینده است.

 

مایکل فلپس شناگر هنگام تمرین برای بازی‌های المپیک ۲۰۰۸ پکن از تجسم ذهنی استفاده کرد. او در رختخواب دراز کشید و تصور کرد که در کنار استخر برای شنا است. سپس خود را در حال شنا تجسم کرد و هر حرکت را به تصویر کشید. در سرش همه چیز را عالی انجام می‌داد.

 

فلپس این تمرین را تکرار کرد تا خود را برای هر سناریوی ممکنی آماده کند. بنابراین وقتی در یک مسابقه عینک خود زد، وحشت نکرد. این چیزی بود که او قبلاً تصور می‌کرد اتفاق بیفتد. او توانست آرامش خود را حفظ کند و به مدال طلای دیگری دست یابد.

 

تجسم ذهنی راهی مؤثر برای فریب مغز شماست. احساس می‌کنید در حال کسب تجربه هستید، حتی اگر این فقط در ذهن شما باشد.

 

هم‌چنین به خوبی با فلسفه کایزن مطابقت دارد. شما از «افکار کوچک» برای ایجاد تغییرات بزرگ به آرامی استفاده می‌کنید.

 

اگر مایلید اکنون آن را امتحان کنید. به چالش آتی یا فعالیتی بیاندیشید که شما را نگران می‌کند – برای مثال ارائه یک سخنرانی در محل کار. چشمان خود را ببندید و خود را در موقعیت، تا حد امکان با جزئیات تصور کنید. چه کسی دیگری آنجاست؟ چه چیزی را می‌توانید ببینید و بشنوید؟

 

بعد، تصور کنید که در حال انجام وظیفه هستید – بنابراین در این مورد، ارائه. چی می‌گویید؟ صدای شما چگونه است؟

 

در نهایت، تصور کنید که پاسخ مثبت است. چهره‌های خندان و علاقه‌مند مخاطبان خود را مجسم کنید.

 

هنگامی که با این تمرین آرام و خوشحال شدید، می‌توانید بدترین سناریو را نیز تصور کنید. به عنوان مثال، ممکن است شخصی در حین ارائه شما خسته به نظر برسد. تصور کنید که با موفقیت با این موقعیت روبرو می‌شوید. دقیقاً تصور کنید که چگونه می‌توانید لحن صحبت خود را تغییر دهید و چه احساسی دارید.

 

شما می‌توانید از این شیوه برای هر کاری استفاده کنید که در آینده نگران انجام آن هستید.

 

هر روز چند دقیقه را به تمرین تجسم ذهنی اختصاص دهید. درست مانند فعالیت «سؤالات کوچک» که قبلاً به آن اشاره کردیم، تکرار کلید موفقیت است.

اولین گام خود را تا حد امکان کوچک کنید.

تا الان، «سؤالات کوچک»، «افکار کوچک» و «گام‌های کوچک» را بررسی کردیم. ممکن است تعجب کنید که واقعاً در مورد چقدر «کوچک» صحبت می‌کنیم؟

 

توصیه مورر این است که هر مرحله را تا حد امکان کوچک کنید – به خصوص زمانی که تازه شروع به ایجاد تغییر کرده‌اید.

 

به عنوان مثال، مورر زمانی مشتری داشت به نام جولی. او یک مادر مجرد پر استرس بود که بیشتر از آنچه که می‌خواست وزن داشت و زمانی برای ورزش نداشت.

 

فکر می‌کنید مورر چه توصیه‌ای به جولی کرد؟ «برو دویدن رو شروع کن؟» یا «یک ساعت زودتر از خواب بیدار شو و به سمت محل کار برو؟»

 

نه. به جای این حرف‌ها، به او گفت که فقط یک دقیقه در روز ورزش کند – و تا جلوی تلویزیون پیاده‌روی کند.

 

ممکن است مسخره به نظر برسد، اما شدنی بود. جولی خوشحال بود که این فعالیت را امتحان کرد، و مهم‌تر از آن، او می‌توانست آن را ادامه دهد. سپس او توانست عادت ورزش خود را به آرامی ایجاد کند.

 

از قضا، این منجر به پیشرفت سریع‌تر شد. در عرض چند ماه، جولی تمرینات ایروبیک مناسبی را انجام داد – تمرینی که اگر با آن شروع می‌کرد غیرقابل تصور و ناپایدار بود.

 

جولی پیشرفت خوبی داشت، زیرا با کوچکترین قدم ممکن شروع کرد. اگرچه ممکن است غیرقابل تصور به نظر برسد، اما گام‌های کوچک منجر به تغییر سریع‌تر می‌شوند.

 

و حتی اگر پیشرفت گاهی کند باشد، پس چه؟ آیا تغییر آهسته بهتر از عدم تغییر نیست؟

 

در اینجا یک مثال دیگر وجود دارد. مورر زنی را می‌شناخت که سال‌ها تلاش کرد تا شکر موجود در چای خود را کاهش دهد. او توانست از چهار قاشق چای‌خوری به یک قاشق چای‌خوری برود. اما کنار گذاشتن آخرین قاشق چای‌خوری شکر خیلی سخت بود.

 

بنابراین او این کار را به آرامی انجام داد و هر بار یک قاشق را حذف کرد. سپس دو، سپس سه. یک سال طول کشید تا او تمام شکر را از قاشق حذف کند، اما او این کار را کرد. و سال‌ها بعد، او هنوز چای خود را بدون شکر می‌نوشد.

 

هنگامی که در حال تصمیم‌گیری برای اولین قدم خود هستید، ارزش این را دارد که کمی وقت و توجه داشته باشید. اشکالی ندارد که آن را واقعاً کوچک کنید. فقط یک دقیقه را به انجام کاری اختصاص دهید یا آن را هر بار یک قدم کوچک انجام دهید.

ابتدا روی مشکلات کوچک تمرکز کنید و مراقب علائم هشدار اولیه باشید.

همانطور که به کوچک فکر کردن عادت می‌کنید، برای هر مشکلی که با آن مواجه می‌شوید از همین رویکرد استفاده کنید. به جای غرق شدن در تصویر بزرگ، با حل مشکلات کوچک شروع کنید.

 

این رویکردی است که ویلیام براتون زمانی که کمیسر پلیس شهر نیویورک بود از آن استفاده کرد. وظیفه براتون مقابله با جرایم مترو بود. در دهه ۱۹۸۰، هر سال ۱۵,۰۰۰ جنایت در مترو وجود داشت. به نظر نمی‌رسید مداخلات بزرگ، مانند افزایش بودجه یا فشار دادن پلیس بیشتر، تفاوتی ایجاد کند.

 

بنابراین براتون تصمیم گرفت قدم‌های کوچک‌تری بردارد. او و افسرانش بر جنایات کوچک، دستگیری افراد برای مواردی مانند ادرار کردن در ملاء عام و پریدن از گیت تمرکز کردند.

 

با کمال تعجب، این مداخله بر جنایات بزرگ نیز تأثیر چشمگیری داشت. در کمتر از دو سال، جرایم عمده در متروی نیویورک ۵۰ درصد کاهش یافت.

 

اینجا یک درس هست وقتی با یک بحران روبرو هستید، گاهی اوقات بهترین کار این است که روی مشکلات کوچک و قابل کنترل تمرکز کنید. برای یکی، خیلی راحت‌تر است. اما، مشکلات کوچک اغلب نشانگر مسائل بزرگ‌تر نیز هستند. برای مثال، پرش‌های گیت در مترو اغلب مجرمانی بودند که به دلیل جرایم خشونت‌آمیز تحت تعقیب بودند.

 

پس مشکلات کوچک را نادیده نگیرید. مراقب علائم هشداردهنده باشید و زودتر با آن‌ها برخورد کنید. بگویید که در حال ورزش هستید و متوجه درد جزئی و در عین حال مداوم می‌شوید. آن را نادیده نگیرید، زیرا ممکن است با آسیب جدی مواجه شوید.

 

به طور مشابه، ، مانند نوشیدن بیش از حد مشروبات الکلی همراه با دوستان جدید یا بی‌ادبی با پیش‌خدمت، مراقب پرچم قرمز باشید. آیا واقعاً فقط یک نقص کوچک است؟ یا نشانه چیز جدی‌تری است؟

 

البته لازم نیست نگران هر چیز کوچکی در زندگی باشید. اما منطقی است که به مشکلات کوچک در حالی که هنوز کوچک هستند توجه کنید. به طور بالقوه، می‌توانید در آینده از مشکلات زیادی نجات پیدا کنید.

پاداش‌های کوچک می‌توانند مؤثرتر از پاداش‌های بزرگ باشند.

تمرکز بر مشکلات کوچک احتمالاً بسیار شهودی به نظر می‌رسد، درست است؟ اما در مورد پاداش‌های کوچک چطور؟

 

شاید باورش برایتان سخت باشد، اما پاداش‌های کوچک اغلب بهتر از پاداش‌های بزرگ عمل می‌کنند. فقط به موفقیت برنامه‌های پیشنهادی کارمندان نگاه کنید.

 

در شرکت‌های آمریکایی، نرخ مشارکت بسیار ضعیف است – حدود ۲۵ درصد – و اکثر ایده‌های کارمندان رد می‌شوند. با این حال، در ژاپن، حدود ۷۵ درصد از کارکنان مشارکت می‌کنند و اکثریت قریب به اتفاق پیشنهادها پذیرفته می‌شود.

 

دلیل این تفاوت چشمگیر چیست؟ به گفته مورر، این به پاداش می‌رسد. به کارمندان آمریکایی جوایز بزرگی با ارزش متوسط حدود ۴۵۰ دلار ارائه می‌شود، در حالی که ارزش جایزه برای کارمندان ژاپنی کمتر از ۴ دلار است. در تویوتا، جایزه بهترین پیشنهاد کارمند سال، یک ماشین یا ساعت گران‌قیمت نیست؛ بلکه یک خودکار است.

 

شرکت‌های ژاپنی دریافته‌اند که پاداش‌های کوچک انگیزه بیشتری دارند، که منجر به مشارکت بیشتر و پیشنهادهای بهتر می‌شود.

 

مشکل پاداش‌های بزرگ این است که فشار ایجاد می‌کنند. یک کارمند آمریکایی با دانستن اینکه یک جایزه نقدی بزرگ برای گرفتن وجود دارد، احساس می‌کند که باید چیزی واقعاً چشمگیر بیاورد.

 

از سوی دیگر، با پاداش‌های کوچک، فرد احساس آرامش و خلاقیت بیشتری می‌کند. احساس آزادی در توانایی لذت بردن از خودِ کار به جای تمرکز بر هدف نهایی وجود دارد.

 

این نگرش مزایای آشکاری در محیط کار دارد، اما در زندگی شخصی نیز می‌تواند به ما کمک کند.

 

مورر یک بار با تاجری به نام جک ملاقات کرد که از آرتریت روماتوئید رنج می‌برد. با وجود شدت اختلال، جک متحرک و فعال باقی ماند. او چطور این کار را انجام داد؟ درست است – قدم‌های کوچک و پاداش‌های کوچک.

 

برای جک، این یک مبارزه بود که فقط صبح از رختخواب بیرون بیاید. پس وقتی از خواب بیدار می‌شد، با یک تعریف به خودش پاداش می‌داد: «آفرین داری، جک!» سپس، پس از اینکه توانست پیاده به باشگاه برود، پاداش او گپ زدن با کارکنان بود. او این راه را در طول روز ادامه می‌داد – لحظه به لحظه، پاداش‌های کوچک یکی پس از دیگری.

 

اگر به انگیزه اضافی نیاز دارید، سعی کنید با چیزی کوچک به خودتان پاداش دهید. ممکن است یک قطعه شکلات، پنج دقیقه بیشتر نمایش تلویزیون یا حتی یک ضربه ذهنی به پشت باشد. هر چیزی که می‌تواند برای شما کار می‌کند!

قدر چیزهای کوچک زندگی را بدانید و به لحظات کوچک توجه کنید.

در حال حاضر، امیدواریم که متقاعد شده باشید که قدم‌های کوچک کایزن می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. پس چرا همین جا متوقف شده‌اید؟ طرز فکر کایزن را در سایر زمینه‌های زندگی خود نیز به کار ببرید. به چیزهای کوچک آنطور که شایسته است توجه کنید. به عنوان مثال، روابط. واقعاً رابطه چیست، جز مجموعه‌ای از لحظات ناب کوچک؟ ما تمایل داریم روی چیزهای بزرگ تمرکز کنیم – یک هدیه خاص یا یک تعطیلات به یاد ماندنی. اما این لحظات کوچک و روزمره هستند که می‌توانند یک رابطه را ایجاد کنند یا از بین ببرند.

 

جان گاتمن، استاد روانشناسی، مطالعه عمیقی روی زوج‌ها انجام داد و بر روی روال‌های روزمره و تعاملات آن‌ها تمرکز کرد. در نتیجه او توانست آینده زوج‌ها را با دقت ۹۳ درصد پیش‌بینی کند. او می‌توانست بگوید که آیا هر یک از زوج‌ها در چند سال آینده ازدواج شادی خواهند داشت یا طلاق خواهند گرفت.

 

همانطور که احتمالاً حدس زده‌اید، برخی از مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های موفقیت یک رابطه، چیزهای کوچک هستند. این شامل حرکات کوچک برای توجه مثبت بیشتر است.

 

برخی از این حرکات به قدری کوچک هستند که ممکن است حتی از آن‌ها آگاه نباشید. هنگامی که شریک زندگی شما از در وارد می‌شود، می‌تواند تلفن یا کنترل از راه دور را کنار بگذارید. یا از آن‌ها در مورد قرار ملاقات دندانپزشکی خود بپرسید. این لحظات ظریف می‌تواند یک رابطه را تقویت و آن را پایدار کند.

 

سعی کنید حواستان به لحظات مشابه در روابط خود، عاشقانه یا غیره باشد. قدردانی از چیزهای کوچک را با کلمات و حرکات خود نشان دهید. این به معنای تعریف و تمجید از شریک زندگی خود یا ابراز قدردانی از افرادی است که با آن‌ها کار می‌کنید. حتی می‌توانید با توجه به سایر رانندگان و دادن فضای بیشتر به آن‌ها در خودرو تمرین کنید.

 

و به یاد داشته باشید، این فقط یک مورد نیست. کایزن همه چیز در مورد بهبود مستمر و مداوم است – لحظه به لحظه، روز به روز. پس پیگیر و صبور باشید. و سعی کنید به جای تمرکز بر مقصد از سفر لذت ببرید.

خلاصه نهایی

تغییر لازم نیست سخت باشد. از این شیوه‌ها با الهام از کایزن مانند پرسیدن سؤالات کوچک و تمرین تجسم ذهنی استفاده کنید و کارها را به آرامی و به تدریج انجام دهید. زیرا با گذشت زمان، کایزن می‌تواند به شما کمک کند تا زندگی شادتر، سالم‌تر و رضایت‌بخشی داشته باشید. و این چیز کمی نیست.

مشق تغییر

با افکار منفی از طریق سؤالات مثبت مقابله کنید.

 

بسیاری از مشتریان مورر با افکار منفی مانند «من از این موضوع ناراحتم» یا «چرا نمی‌توانم وزن کم کنم؟» دست و پنجه نرم می‌کنند. برای مقابله با این موضوع، مورر تمرینی منظم از پرسیدن سؤالات ساده و مثبت را پیشنهاد می‌کند، مانند «چیزی که من امروز انجام داده‌ام؟»

 

اگر شما نیز با تفکر منفی دست و پنجه نرم می‌کنید، سعی کنید هر روز یک سؤال مثبت از خود بپرسید و پاسخ را در یک دفترچه بنویسید. با تکرار، به برنامه‌ریزی مجدد مغزتان کمک می‌کنید تا به جای نکات منفی، روی نکات مثبت تمرکز کند.

 

شما می‌توانید این کتاب را از سایت آمازون تهیه کنید.

امتیاز به این مطلب

5/5 - (1 امتیاز)

مطالب بیشتر

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
یک گام کوچک
بازدید : 31

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

کلاس کار و زندگی‌ت رو بالاتر ببر!اطلاعات بیشتر
+