خانه / مقالات / رشد فردی / چهار هوش خود را مدیریت کنید – بخش چهارم

چهار هوش خود را مدیریت کنید – بخش چهارم

مدیریت هوش معنوی

هدف تحصیل علم این است که انسان به موجود کاملی تبدیل شود، یعنی هم بر صلاحیت‌های خود بیفزاید و هم وجدانش را رشد بدهد. ایجاد صلاحیت بدون ایجاد وسیله‌­ای برای راهنمایی این صلاحیت، کار خطایی است از اینکه بگذریم، صلاحیت سرانجام از وجدان فاصله می­‌گیرد و جدا می­‌شود.

جان اسلون دیگی

به اعتقاد من برای مدیریت و پرورش هوش معنوی سه راه وجود دارد: اول تمامیت: با ارزش‌های رفیع، اعتقادات، و وجدان خود صادق بودن، دوم معنا: به دیگران کمک کردن، و سوم صدا: همخوان کردن کارمان با استعدادها و رسالتی که در خود احساس می­‌کنیم.

هوش معنوی مدیریت سه رکن هوش معنوی
تمامیت (صادق بودن با ارزش‌ها و وجدان خود)
معنا (کمک کردن به اشخاص و امور)
صدا (همخوان کردن کار با رسالت و استعدادهای خود)

تمامیت: قول دادن و بر سر قول خود ایستادن

بهترین راه برای افزایش تمامیت شخصیت این است که از کم شروع کنیم و قول بدهیم و بر سر قول خود بایستیم. قولی بدهید که در نظر دیگران ناچیز و کم اهمیت باشد، اما برای شما متضمن تلاشی فراوان باشد – ۱۰ دقیقه ورزش کردن، خودداری از خوردن دسر، روزی یک ساعت کمتر تلویزیون تماشا کردن و به جای آن خواندن یک فصل از یک کتاب، تشکر کردن کتبی از کسی، نیایش کردن همه روزه، تقاضای بخشش، و یا روزی ۱۰ دقیقه خواندن کتاب‌های مقدس.‌

نکته اینجاست که وقتی قولی می­‌دهید و پای آن می­‌ایستید، توانایی شما برای دادن قول‌های بزرگ­تر افزایش می­‌یابد. به این کار ادامه دهید تا به زودی احساس افتخار شما بر روحیه­‌تان بچرخد.

تمامیت: آموزش دادن به وجدان و اطاعت از آن

شاید لازم­‌ترین راه برای مدیریت و پرورش هوش معنوی، آموزش دادن به وجدان و اطاعت از آن باشد. مادام دو استال موضوع را این گونه بیان می­‌کند: «صدای وجدان به قدری ظریف است که می­‌توان آن را خفه کرد، اما در ضمن به قدری واضح است که اشتباه گرفتن آن کار دشواری است.» وقتی به مطالعه نوشته­‌های خردمندانه سنت خود می­‌پردازید و یا وقتی به مطالعه زندگی کسانی می­‌پردازید که به شما الهام بخشیده­‌اند، می‌­توانید صدای وجدان‌تان را بشنوید که شما را راهنمایی می­‌کند. صدای آرام و کوچکی دارد و آنچه سی. اس. لوئیس می­‌گوید عملاً مصداق پیدا می­‌کند: «هر چه بیشتر از وجدان‌تان اطاعت کنید، انتظار وجدان‌تان از شما بیشتر می­‌شود.»

پیدا کردن معنا و صدای خود

این موضوع اصلی است و با همه مطالب دیگر همپوشانی پیدا می­‌کند؛ اما راه ساده­‌ای برای یافتن صدای خود طرح این پرسش است که وضع فعلی زندگی­‌ام از من چه می­‌خواهد، در مسئولیت‌های فعلی خود چه باید بکنم، چه خدمتی باید ارائه دهم، چه وظایفی دارم، چه عملی مدبرانه است؟ وقتی مطالب و جواب‌های وجدان‌مان زندگی کنیم، فضا وسیع­‌تر و ندای وجدان بلندتر می­‌شود.

راه دیگری برای یافتن صدا یا رسالت خود، زمانی است که حرف‌ه­ایی را برای خود بر می­‌گزینید، شغلی انتخاب می­‌کنید تا خود را وقف آن کنید. به خاطر داشته باشید که سوالات اصولی درباره چهار هوش – جسم، ذهن، دل، و روان را بپرسید. دوست دارم چه کاری را به خوبی انجام دهم؟ آیا باید این کار را بکنم؟ آیا می­‌توانم این کار را بکنم؟ آیا می­‌توانم در این کار بهتر شوم؟ آیا می­‌خواهم بهای یادگیری را بپردازم؟ جیم کالینز در کتابش اشخاص و نیز سازمان‌ها را به پرسیدن این سوال تشویق می­‌کند که در دنیا در چه کاری می­‌توانم در حد بهترین ظاهر شوم؟ من دست کم یک جواب را که می­‌تواند شامل حال همه ما شود می­‌دانم: اگر ذهن‌مان را منسجم کنیم، می­‌توانیم در بزرگ کردن فرزندان‌مان بهترین باشیم. هیچ کس بیش از ما نمی­‌تواند به این امر توجه کند.

یکصد سال دیگر مهم نیست که چه خودرویی می­‌راندم، در چگونه خانه­‌ای زندگی می­‌کردم، در حساب بانکی­‌ام چه مبلغی داشتم، و یا لباس‌هایم چگونه بودند. اما ممکن است دنیا به دلیل اینکه من در زندگی فرزندم مهم بودم و تاثیری بر جای گذاشتم، مکان بهتری باشد.

ناشناس

بی­‌توجهی کردن، نادیده گرفتن، و یا زیرپا گذاشتن هوش معنوی

وقتی وجدان و تمامیت شخصیت خود را زیر پا می­‌گذاریم، برای جسم ما چه اتفاقی می­‌افتد؟ می­‌توانید این را در چشمان اشخاص مشاهده کنید.

اغلب آنها جسم خود را مورد بی­‌توجهی قرار می­‌دهند. اغلب سوخته و فرسوده هستند. با نشان معمولاً پر از توجیه است. آنها دروغ‌های منطقی به خودشان می­‌گویند. احساس گناه می­‌کنند، که وقتی تمامیت شخصیت و وجدان‌شان را زیر پا می­‌گذارند بسیار طبیعی است.

اما برای دل چه اتفاقی می­‌افتد؟ این اشخاص اختیارشان را بر عواطف‌شان از دست می­‌دهند. نمی­‌توانند دیگران را درک کنند، نمی­‌توانند با دیگران رفتاری هم‌دلانه داشته باشند. توانایی­‌شان در محبت به دیگران به مقدار زیاد کاهش می­‌یابد.

وقتی کسی بهتر می­‌شود، بیشتر و بیشتر می­‌فهمد که چه شیطانی در او خانه کرده است. وقتی کسی بدتر می­‌شود، بد بودن خود را کمتر و کمتر می­‌فهمد. کسی که نسبتاً در وضعیت بدی قرار دارد می­‌داند که خیلی خوب نیست. شخص به واقع بد گمان می­‌کند که حالش خیلی خوب است. این همان حکم عقل سلیم است. شما خواب را زمانی می­‌فهمید که بیدار باشید. وقتی خواب هستید درکی از خواب ندارید. زمانی اشتباه در ریاضی را می­‌فهمید که ذهن‌تان به درستی کار کند. اما وقتی دارید اشتباه می­‌کنید متوجه آن نیستید. آدم‌های خوب درباره خوب و بد اطلاع دارند. اما آدم‌های بد هیچ کدام از این دو را نمی­‌شناسند.

سی. اس. لوئیس

منبع: عادت هشتم: از مؤثر بودن تا عظمت

همچنین ببینید

مصاحبه HBR با مدیر عامل Unilever – قسمت دوم

در ادامه می توانید قسمت دوم مصاحبه مجله Harvard Business Review با مدیرعامل شرکت Unilever …

پاسخ دهید

قدرت نوآوری استراتژی
* پیوند بین خلاقیت و برنامه‌ریزی استراتژیک
* کشف فرصت‌های ناب کسب‌وکار
* بازآفرینی مدل کسب‌وکار فعلی
* کشف نیازهای آینده مشتریان
* ورود به بازارهای جدید و بی‌رقیب
* تدوین چشم‌اندازی جدید برای آینده
* ایجاد ساختاری جدید برای نظام نوآوری
PGlmcmFtZSB3aWR0aD0iMTAwJSIgaGVpZ2h0PSIxMDAlIiBzcmM9Ii8vd3d3LnlvdXR1YmUuY29tL2VtYmVkL3NCV1BDdmR2OEJrP2F1dG9wbGF5PTEiIGZyYW1lYm9yZGVyPSIwIiBhbGxvd2Z1bGxzY3JlZW4+PC9pZnJhbWU+
ENJOY AURORA BOREALIS
منظومه جامع مدیریت کسب‌وکار
دانلود فیلم آموزشی + کتاب رایگان!
کافی است نام و ایمیل خود را وارد کنید تا بسته آموزشی رایگان سیستم نوین مدیریت کسب‌وکار شامل فیلم آموزشی و خلاصه کتاب رایگان «رهآورد تلاش» را دانلود کنید.
نام و نام خانوادگی
ایمیل
تلفن همراه
نگران نباشید؛ ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد!
ثبت‌نام دوره رایگان برنامه رشد فردی
نگران نباشید؛ ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد!
دانلود فیلم رایگان جیمی اوانس
ما اطلاعات شما را هرگز فاش نخواهیم کرد.