1. خانه
  2. مقالات
  3. رهبری
  4. تصمیم‌گیری درباره تصمیمات

تصمیم‌گیری درباره تصمیمات

تصمیم‌گیری درباره تصمیمات

تصمیم‌گیری درباره تصمیمات

5/5 - (10 امتیاز)

نتیجه عملی در زندگی عادی

تصمیم‌گیری درباره تصمیمات (۲۰۲۳) به فرآیند ظریف چگونگی تصمیم‌گیری‌های بزرگ و کوچک مردم می‌پردازد. سازوکارهای احساسی و شناختی پنهان در زیر روش‌های تصمیم‌گیری و تأثیرات استراتژی‌های مختلف را نشان می‌دهد. و توضیح می‌دهد که چگونه قضاوت‌های ما بر ایده‌ها، ارزش‌ها و رفتارهای ما تأثیر می‌گذارد.

 

کاس آر. سانستاین به خاطر کار پیشگامانه‌اش در اقتصاد رفتاری و سیاست عمومی، به ویژه وقتی مدیر دفتر اطلاعات و امور نظارتی کاخ سفید در دوره اوباما بود، معروف شد. کتاب‌های ساده و خردمندانه او تحسین گسترده‌ای را جلب کرده‌ست.

این کتاب چه چیزی برای من دارد؟ یاد بگیرید که چگونه در دنیایی پیچیده، هوشمندانه تصمیم بگیرید.

آیا احساس می‌کنید در سیل تصمیماتی غرق شده‌اید که باید روزانه بگیرید؟ اگر چنین‌ست، شما تنها نیستید. هر روز ما با گزینه‌هایی بمباران می‌شویم که تحت تأثیر همه چیز از پویایی اجتماعی گرفته تا الگوریتم‌های پیشرفته هستند.

 

این خلاصه‌کتاب، شما را از طریق استراتژی‌هایی برای ساده‌تر کردن تصمیم‌گیری راهنمایی می‌کند. و در این فرایند، احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید و کمتر تحت فشار قرار بگیرید. شما درباره قدرت استقلال، تأثیرات بیرونی و اینکه چگونه الگوریتم‌ها می‌توانند به شما در انتخاب بهتر کمک کنند، یاد خواهید گرفت.

انتخاب‌های روزانه را با تصمیمات سطح دوم ساده کنید

هر تصمیمی، مهم نیست کوچک یا بزرگ، به فشار روانی شما می‌افزاید. اما همه تصمیم‌ها برابر نیستند. و راه‌هایی برای کاهش بار ذهنی شما و در عین حال افزایش کیفیت انتخاب‌هایتان وجود دارد. بیایید نگاهی دقیق‌تر به معنای آن داشته باشیم.

 

تصمیمات سطح اول آنهایی هستند که به طور منظم می‌گیرید. مانند آنچه برای صبحانه بخورید یا بهترین راه برای رسیدن به محل کار. در حالی‌که این انتخاب‌ها ضروری هستند، اغلب منجر به خستگی تصمیم می‌شوند. تصمیمات سطح دوم را وارد کنید، یک رویکرد استراتژیک که برای آسان کردن تصمیمات سطح اول طراحی شده‌ست.

 

تصمیم اولیه را در نظر بگیرید که هر روز چه چیزی بخورید. با اجرای یک تصمیم سطح دوم مانند تنظیم یک برنامه غذایی هفتگی، بار روزانه تصمیم‌گیری برای خوردن را از بین می‌برد. همان چیزی که استراتژی بالا-کم نامیده می‌شود. یعنی شامل اتخاذ تدابیری که قبل از تصمیم‌گیری هزینه‌های بالایی را تحمیل می‌کند. اما در زمان تصمیم نهایی منجر به هزینه‌های کم می شود. به عبارت دیگر، شما باید یک بار تلاش کنید، اما پس از آن تمام تصمیمات آینده شما آسان‌تر خواهد شد.

 

در مقابل، اگر با موقعیتی با اطلاعات محدود یا عدم اطمینان زیاد روبرو هستید. مانند در حال تصمیم‌گیری درباره یک سرگرمی جدید یا کاوش در یک زمینه شغلی جدید، یک استراتژی کم-پایین ممکن‌ست مناسب‌تر باشد. این می‌تواند به معنای برداشتن گام‌های کوچک باشد، مانند امتحان کردن سرگرمی به مدت یک هفته یا ثبت‌نام در کلاسی درباره یک موضوع جدید، تا به تدریج درک خودتان را بدون تعهد بیش از حد افزایش دهید. با رویکرد کم-کم، تصمیمات زیادی (یا هیچ کدام) وجود ندارد که شما باید قبل یا بعد از انتخاب نهایی بگیرید.

 

بعد، استراتژی کم-بالا شامل تفویض اختیارست. این را می‌توان در زمینه کاری مشاهده کرد، جایی‌که شما احتمالاً به یکی از اعضای تیم برای رهبری یک پروژه اعتماد می‌کنید. اگر به قضاوت و تجربه آنها اعتماد دارید، این فضای ذهنی را برای شما آزاد می‌کند تا روی مسئولیت‌های دیگر تمرکز کنید. رویکرد کم-بالا تصمیم‌گیری را در ابتدا آسان‌تر می‌کند، اما ممکن‌ست بعداً آنها را سخت‌تر کند.

 

چیزی که قطعاً باید از آن اجتناب کنید، روش بسیار زیادست، که تصمیم‌گیری را چنان پیچیده می‌کند که باعث ایجاد اضطراب می‌شود. به عنوان مثال، برنامه‌ریزی بیش از حد برای یک سفر آخر هفته می‌تواند آن چیزی که باید یک سرگرمی آرامش‌بخش باشد را به منبع تنش تبدیل کند.

 

به طور خلاصه، تصمیمات سطح دوم راهی واقع‌بینانه برای ساده‌سازی انتخاب‌های به ظاهر بی‌پایان زندگی هستند. برای اعمال موثر تصمیمات سطح دوم، ابتدا مناطقی را شناسایی کنید که انتخاب‌های سطح اول دشوار هستند. سپس به این بیاندیشید که آیا می‌توانید از یک فرایند برنامه‌ریزی‌شده، مانند استراتژی کم-پایین، یا استراتژی کم-پایین انعطاف‌پذیرتر سود ببرید. هدف اینکه منعطف باشید و برنامه را با شرایط موجود مطابقت دهید.

هنر انتخاب کردن

همه تصمیمات بزرگ زندگی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بنابراین، با در خطر بودن آینده‌تان، چگونه می‌توانید با آنها مقابله کنید؟ پاسخ در فرایندی به نام انتخاب کردن نهفته‌ست، که در قلب هر تصمیم مهمی‌ست که با آن روبرو می‌شوید.

 

انتخاب کردن چیزی فراتر از انتخاب بین الف و ب است. تصمیمات اصلی را به بخش‌های کوچک‌تر و قابل نظارت‌تر کاهش می‌دهد. وقتی چیزی را انتخاب می‌کنید، اغلب این کار را از حالت تعادل انجام می‌دهید – اگر می خواهید دوستان خودتان را تحت تأثیر قرار دهید، آن کلمه را به خاطر بسپارید! تعادل به وضعیت عدم اطمینان واقعی بین دو یا چند گزینه اشاره دارد. انتخاب این عدم قطعیت را کنار می‌گذارد و به شما اجازه می‌دهد تا انتخاب‌های کوچک‌تری داشته باشید که می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بزرگ‌تر شود، زمانی‌که ریسک‌ها بالا هستند و مطلوبیت نتایج و هدف بلندمدت شما را تعیین می‌کنند.

 

به عنوان مثال، دانشجویانی را در نظر بگیرید که درباره رشته خودشان مطمئن نیست. آنها به جای عجله در تصمیم‌گیری، نمونه دوره‌های مقدماتی در زمینه‌های مختلف را انتخاب می‌کنند. این رویکرد به آنها اجازه می‌دهد تا گزینه‌ها را بررسی و به تدریج گزینه مناسب را پیدا کنند. با برداشتن این گام‌های کوچک‌تر و برگشت‌پذیر، آنها می‌توانند با اطمینان بیشتر و آگاهانه‌تر درباره مطالعات آینده‌شان انتخاب کنند.

 

چگونه می‌توانید با انتخاب‌های حیاتی زندگی کنار بیایید؟ خُب اول، تاثیر آن را بر رفاه و شادی کلی خودتان در نظر بگیرید. جالب اینجاست که تحقیقات نشان می‌دهد که افرادی که ریسک می‌کنند شادتر از کسانی هستند که ریسک نمی‌کنند. مردم از دیدگاه‌ها و تجربیات تازه‌ای لذت می‌برند که آنها را از منطقه راحتی خودشان بیرون می‌کند. به یاد داشته باشید که هیچ تصمیم بزرگی را نمی‌توان به طور کامل با منطق توجیه کرد. معمولاً به یک جهش ایمان نیاز دارد که بر اساس آنچه شما بیش از همه ارزش دارید.

 

اما چگونه برای چنین جهشی آماده می‌شوید؟ با دیگرانی که با انتخاب‌های مشابه روبرو شده‌اند مشورت کنید. تجربیات آنها می‌تواند بینش‌های ارزشمندی را ارائه دهد. و اگر تغییر را انتخاب کردید، اجازه ندهید سایه پشیمانی سفر شما را متوقف کند. به جلو نگاه کنید و مسیری را که انتخاب کرده‌اید در آغوش بگیرید.

 

غذای آماده اینجا چیست؟ تصمیم‌گیری درباره تصمیمات بسیار شخصی و پیچیده‌ست. آنها شما را به چالش می‌کشند تا شادی، رشد، معنا و هدف را بسنجید. انتخاب کردن به ویژه در چنین موقعیت‌های پرمخاطره قدرتمندست. و به شما این امکان را می‌دهد که به تدریج درک خودتان را ایجاد کنید. و با آشکار شدن اطلاعات جدید سازگار شوید. تقسیم کردن یک تصمیم بزرگ به بخش‌های کوچک‌تر نه تنها استرس را از بین می‌برد. بلکه می‌تواند به آینده‌ای آگاه‌تر و رضایت‌بخش‌تر منجر شود.

اطلاعات در مقابل جهل

با اینترنت، تقریباً تمام اطلاعات را در اختیار دارید. اما آیا همیشه می‌خواهید بدانید؟ اگر شما هم مانند اکثر مردم هستید، مغزتان دائماً بین جست‌وجو و دوری از اطلاعات در تضادست. در قلب این معضل اطلاعات یک پرسش ساده و در عین حال عمیق وجود دارد: «آیا این اطلاعات من را خوشحال یا هدفی را دنبال می‌کند؟» می‌بینید، مردم به طور طبیعی به سوی اطلاعاتی کشیده می‌شوند که یا دارای ارزش ابزاری (اطلاعاتی که به ما در رسیدن به اهداف‌مان کمک می‌کند) یا ارزش لذت‌طلبی (اطلاعاتی که به ما احساس خوبی می‌دهد) دارد. با این حال، وقتی صحبت از اطلاعاتی می‌شود که ممکن‌ست احساسات منفی را تحریک کند یا به نظر می‌رسد مستقیماً مفید نباشد، اصرار برای دوری از دانستن و نزدیک شدن به آن‌ست.

 

یک آزمایش ژنتیک پزشکی را در نظر بگیرید. این می‌تواند اطلاعات حیاتی سلامتی را ارائه دهد، اما بسیاری ممکن‌ست به دلیل ترس از اخبار بد از آن دوری کنند. این دوری فقط مربوط به ترس از آنچه ممکن‌ست اطلاعات نشان دهد نیست. به سوگیری‌های شناختی نیز گره خورده‌ست. برای مثال، تعصب فعلی می‌تواند ما را به ترجیح لذت فوری بر دستاوردهای بلندمدت سوق دهد. ما را به سمت نوعی ناآگاهی استراتژیک سوق می‌دهد، به‌ویژه در شرایطی که دانستن می‌تواند منجر به تغییراتی در رفتاری شود که برای آن آمادگی نداریم.

 

با این حال پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مردم تمایل دارند واکنش‌های خودشان را نسبت به اخبار بد پیش‌بینی کنند. دورنمای پشیمانی یا پریشانی اغلب دلهره‌آورتر از خود تجربه‌ست. در زمینه‌های سیاست، این امر حیاتی می‌شود. تمایلات ابرازشده افراد برای اطلاعات همیشه با آنچه برای آنها مفیدست همخوانی ندارد. و برای کسانی که قوانین مربوط به اطلاعات را وضع می‌کنند چالش‌برانگیزست.

 

بنابراین، چگونه می‌توانید در میان این همه اطلاعات تصمیمات خوبی بگیرید؟ با جست‌وجوی مناطقی شروع کنید که ممکن‌ست از اطلاعات مفید اجتناب کنید. آیا این دوری خردمندانه‌ست؟ یا انگیزه آن ترس‌ها یا سوگیری‌های ناموجه‌ست؟ هنگام تصمیم‌گیری مهم، هم ارزش ابزاری و هم ارزش لذت‌طلبی را در نظر بگیرید. هدف عملی این اطلاعات چیست و چه احساسی در شما ایجاد خواهد کرد؟ به یاد داشته باشید که واکنش شما به اخبار، چه خوب یا بد، ممکن‌ست ملایم‌تر از آن چیزی باشد که فکر می‌کنید. و اطلاعاتی که از آن دوری می‌کنید ممکن‌ست درهایی را باز کند که نمی‌دانستید وجود دارند.

چگونه اطلاعات جدید بر تصمیمات شما تأثیر می‌گذارد

تصور کنید در یک شام خانوادگی هستید. گفت‌وگو به موضوع داغ تغییر آب‌وهوا سوق پیدا می‌کند. نظرات متفاوت‌ست. عمو جو، کارشناس محیط‌زیست، از گزارش اخیر در مورد بالا آمدن سطح دریاها نگران شده‌ست. در همین حال، عمه سارا، یک شکاک، نگرانی‌های جو را با استناد به مقاله‌ای درباره بهبود کیفیت هوا در شهرهای بزرگ رد می‌کند. این فقط مربوط به نظرات متفاوت در مورد گرمایش جهانی نیست. این یک مورد کلاسیک از به‌روزرسانی نامتقارن اطلاعات‌ست. هر دو نفر از فامیل، اطلاعات را به گونه‌ای پردازش می‌کنند که باورهای موجود آنها را تقویت می‌کند. و باعث می‌شود احساس بهتری داشته باشند.

 

آیا هنگام مواجهه با اطلاعات جدید همین کار را انجام می‌دهید؟ اگر چنین‌ست، طبیعی‌ست. به‌روزرسانی باورها آنقدرها هم که فکر می‌کنید اتفاق نمی‌افتد. هنگامی‌که فرصتی برای به‌روزرسانی باور به وجود می‌آید، یک تعامل پیچیده بین نظرات قبلی، ماهیت دانش جدید و واکنش‌های احساسی به آن وجود دارد.

 

مردم اغلب اطلاعات جدیدی را برای مطابقت با آنچه که قبلاً فکر می‌کنند شکل می‌دهند، و این هنگام بحث در مورد موضوعات بحث‌برانگیز زیاد اتفاق می‌افتد. حامیان قوی قاطعانه به اخبار بد واکنش نشان می‌دهند، در حالی که شکاکان با احتیاط به اخبار خوب پاسخ می‌دهند. این الگوی دریافت اطلاعات تا حد زیادی به شکاف‌های اجتماعی در زمینه‌هایی مانند سیاست و سلامت کمک می‌کند. به نظر می‌رسد، ما شواهدی را برای حمایت از باورهای خودمان انتخاب می‌کنیم. و به طور منطقی نظرات خودمان را با ورودی جدید تأیید می‌کنیم.

 

بنابراین، چگونه می‌توانید به طور منطقی‌تر به به‌روزرسانی باورها نزدیک شوید؟ با خودآگاهی شروع کنید. تشخیص دهید که آیا طرفدار شواهدی هستید که با دیدگاه‌های موجود شما مطابقت دارد یا خیر. هدف خودتان را متعادل کنید که چگونه باورهای‌تان را به‌روز کنید، چه اخبار خوب یا بد، و متوجه شوید که دیگران ممکن‌ست در به‌روزرسانی‌های نامتقارن خودشان به دام افتاده باشند.

 

خودتان را برای پذیرش اطلاعاتی که با نظرات شما در تضادست به چالش بکشید. و مراقب استدلال احساسی باشید که باعث می‌شود حقایق ناخوشایند را نادیده بگیرید. با تصدیق سوگیری‌های خودتان، می‌توانید رشد فردی خودتان را غنی‌تر کنید. و به گفت‌وگوهای ظریف‌تر کمک کنید.

درک و برخورد با سیستم‌های اعتقادی مختلف

اگرچه باورها را می‌توان به‌روز کرد، اما واقعیت‌ها به تنهایی به ندرت ذهن مردم را تغییر می‌دهند. به این دلیل که باورهای ما نه تنها تحت تأثیر شواهد، بلکه از احساسات و ارتباطات اجتماعی ما نیز ناشی می‌شوند. شخصی را در نظر بگیرید که عمیقاً به یک ایدئولوژی سیاسی متعهدست، که توسط همتایان همفکر احاطه شده‌ست. آنها ممکن‌ست حقایق مخالف را نادیده بگیرند که به معنای از دست دادن روابط اجتماعی آنها باشد. اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی اطلاعات جدید با باورهای عاطفی و اجتماعی آنها همسو می‌شود؟ همانطورکه مشخص‌ست، می‌تواند به تفکر انعطاف‌پذیرتر منجر شود. بنابراین، ارزیابی درستی و هم‌چنین زمینه اجتماعی و عاطفی اطلاعات بسیار مهم‌ست.

 

آیا راه دیگری برای تغییر باورهای قوی وجود دارد؟ کاملاً. به دنبال تاییدکننده‌های به اصطلاح شگفت‌انگیز باشید: افرادی که انتظار نمی‌رود نظر مشابهی داشته باشند، اما برای کسانی که در حال بررسی گزینه‌های جایگزین هستند، قابل اعتماد هستند. علاوه بر این، زمینه‌های مشترک را بیابید و با تأکید بر ارزش‌های مشترک راه را برای توافق هموار کنید.

 

فراشناخت – اینکه ما چگونه درباره ایده‌ها می‌اندیشیم و آنها را ارزیابی می‌کنیم. برای درک سطح اطمینان و دقت در تفکر یک فرد بسیار مهم‌ست. آموزش واسنجی اعتماد در اینجا می‌تواند کمک کند. اعتماد به نفس را به دقت باورهای ما مرتبط می‌کند که تصمیم‌گیری را به طور کلی بهبود می‌بخشد.

 

روشی که ما باورها را شکل می‌دهیم فقط در سطح فردی ما را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. پیامدهای مهمی برای سیاست‌گذاری و کمپین‌های عمومی دارد. درک اهمیت حقایق، احساسات و تنظیمات اجتماعی می‌تواند به ایجاد پیام‌های موفق‌تر کمک کند. درس‌های بهداشت و ایمنی را در نظر بگیرید که با ارزش‌های مخاطب صحبت می‌کنند. آیا فکر می‌کنید این درس‌ها منجر به افزایش انطباق و مشارکت می‌شوند؟ پاسخ، البته، مثبت‌ست.

 

بنابراین، مراحل بعدی شما چیست؟ خُب، با شناخت جنبه‌های عاطفی و اجتماعی که عقاید شما را شکل می‌دهد، شروع کنید. آیا آنها افکارتان را محدود می‌کنند؟ در تلاش‌های متقاعدسازی، جذابیت‌های عقلانی و احساسی را با هم ترکیب کنید. و مهم‌تر از همه، روی بهبود مهارت‌های فراشناختی خودتان کار کنید، که به شما کمک می‌کند واضح‌تر و متقاعدکننده‌تر استدلال کنید.

نقش الگوریتم‌ها در تصمیم‌گیری

آیا رایانه می‌تواند بهتر از یک متخصص تصمیم بگیرد؟ به عصر الگوریتم‌ها خوش آمدید، جایی‌که این فقط یک امکان نیست، بلکه یک واقعیت روزمره‌ست. الگوریتم‌ها انقلابی در تصمیم‌گیری از قضاوت‌های حقوقی تا تشخیص‌های پزشکی ایجاد می‌کنند. و اغلب از دقت انسانی پیشی می‌گیرند.

 

با این حال، علی‌رغم دقت آنها، یک مشکل وجود دارد. بسیاری از مردم به آنها اعتماد ندارند. بیایید نگاهی کوتاه بیندازیم به اینکه چگونه این تصمیم گیرندگان دیجیتالی در حال شکل‌دهی به جهان ما هستند، چه خوب و چه بد.

 

الگوریتم‌ها به طور مداوم در زمینه‌های خاص مانند تصمیم‌گیری وثیقه یا آزمایش‌های پزشکی دقیق‌تر از انسان‌ها هستند. به این دلیل که آنها از سوگیری‌های رایج انسانی مانند سوگیری در دسترس بودن و بازنمایی دور هستند، که قضاوت ما را بر اساس اینکه چگونه به راحتی مثال‌ها به ذهن می‌آیند یا چگونه اطلاعات در چارچوب قرار می‌گیرند، منحرف می‌کنند. در حالی که این سوگیری‌ها ممکن‌ست انسان را مختل کند، ماشین‌ها پردازش عینی داده را ارائه می‌دهند.

 

اما الگوریتم‌ها کامل نیستند. پاشنه آشیل آنها غیرقابل پیش‌بینی بودن در موقعیت‌هایی‌ست که شامل احساسات و ترجیحات انسانی‌ست، مانند روابط شخصی. و موضوع تبعیض الگوریتمی – که در آن سوگیری در داده‌ها منجر به نتایج ناعادلانه می‌شود – همچنان یک نگرانی‌ست. علاوه بر این، الگوریتم‌ها اغلب با مبادلات پیچیده مانند تعادل برابری و ایمنی دست و پنجه نرم می‌کنند. همه این عوامل سیاستگذاران را به تفکر انتقادی درباره اجرای آنها سوق می‌دهد.

 

اما چرا ما سریع‌تر از خطای انسانی الگوریتم‌ها را نقد می‌کنیم؟ آیا ممکن‌ست موضوع اعتماد باشد. و اگر چنین‌ست، چگونه آن را ایجاد کنیم؟ آشکارسازی منطق پشت تصمیمات الگوریتمی یک شروع‌ست. در حوزه‌هایی مانند تشخیص سرطان، جایی‌که الگوریتم‌ها با کنار زدن تعصبات انسانی برتری می‌یابند، درک منطق آنها می‌تواند اعتماد افراد را به توانایی‌هایشان افزایش دهد.

 

از نظر نزدیک شدن به تصمیم‌گیری الگوریتمی، دوباره درباره ایجاد تعادل‌ست. الگوریتم‌ها ابزارهای قدرتمندی هستند، بله – اما زمانی که با قضاوت انسان همراه شوند بهترین کارایی را دارند.

خلاصه نهایی

اتخاذ تصمیمات بهتر به چیزی بیش از شهود نیاز دارد. نیاز به تفکر استراتژیک دارد. تصمیمات سطح دوم ابزاری برای کاهش استرس انتخاب‌های روزانه شما فراهم می‌کند. و به شما امکان می‌دهد تصمیمات اصلی را به بخش‌های قابل مدیریت تقسیم کنید تا اقدامات‌تان را با لذت، رشد و هدف هماهنگ کنید.

 

محور تصمیم‌گیری در دستیابی به تعادل بین منطق و احساسات، زمینه‌های اجتماعی و باورهای موجود نهفته‌ست. برای بهبود مهارت‌های تصمیم‌گیری‌تان، خودآگاهی، و تفکر انعطاف‌پذیر را تقویت کنید.

 

این کتاب را می‌توانید در سایت آمازون پیدا کنید.

 

بنر دوره برنامه رشد فردی

امتیاز به این مطلب

5/5 - (10 امتیاز)

مطالب بیشتر

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
تصمیم‌گیری درباره تصمیمات
استراتژی ۱۴۰۳ کسب‌وکارتان را طراحی کنیداطلاعات بیشتر
+