1. خانه
  2. مقالات
  3. رشد
  4. چهار هوش خود را مدیریت کنید – بخش سوم

چهار هوش خود را مدیریت کنید – بخش سوم

مدیریت هوش هیجانی

چهار هوش خود را مدیریت کنید – بخش سوم

5/5 - (4 امتیاز)

هوش عاطفی خودتان را تقویت کنید

هوش عاطفی یا هیجانی در زندگی بسیار مهم‌ست. جالب اینجاست اگر به دقت نوشته­‌های هوش عاطفی را مطالعه کنید، به این نتیجه می­‌رسید که هوش عاطفی در بلندمدت بسیار تاثیرگذارست. و دوم اینکه می­‌توان بر میزان آن افزود. با این حال در این باره که چگونه می­‌توانیم بر هوش عاطفی خودمان بیفزاییم مطالب چندانی به رشته تحریر در نیامده‌ست.

 

پنج رکن هوش عاطفی عبارت­‌اند از

 

  • خودآگاهی؛
  • انگیزه شخصی؛
  • نظم دادن به خودتان؛
  • همدلی؛ و
  • مهارت‌های اجتماعی.

 

من [استفان کاوی] به این نتیجه رسیده­‌ام که بهترین روش برای مدیریت و پرورش پنح رکن هوش عاطفی استفاده از هفت عادت مردمان مؤثرست. همان‌طورکه می‌دانید، در این یادداشت مجالی برای توضیح مفصل هفت عادت وجود ندارد. اما در ادامه یادداشت به جوهر و جان کلام هر یک از این هفت عادت اشاره کرده­‌ام. شما می­‌توانید در صورت تمایل کتاب هفت عادت را بار دیگر مطالعه کنید.

اصول موجود در ۷ عادت

عادت اول: عامل باشید

اصول این عادت شامل مسئولیت و ابتکارست.

عادت دوم: نتیجه نهایی را در نظر بگیرید

اصول این عادت شامل پنداره و ارزش‌هاست.

عادت سوم: به اولویت‌ها بهاء بدهید

اصول این عادت شامل تمامیت و اجراست.

عادت چهارم: برنده – برنده بیاندیشید

اصپل این عادت شامل احترام متقابلست.

عادت پنجم: ابتدا بفهمید و بعد فهمیده شوید

اصول این عادت شامل درک متقابل‌ست.

عادت ششم: هم‌کوشی داشته باشید

اصل این عادت همکاری خلاقست.

عادت هفتم: اره را تیز کنید

اصل این عادت احیاء کردن‌ست.

پرورش پنج بُعد هوش عاطفی به کمک هفت عادت

اجازه بدهید پنج رکن هوش عاطفی را با توجه به هفت عادت توضیح بدهم.

خودآگاهی

۱) عامل باشید

انگیزه شخصی

۲) نتیجه نهایی را در نظر بگیرید

نظم دادن به خودتان

۳)به اولویت‌ها بها بدهید

۷) اره را تیز کنید

همدلی

۵) ابتدا بفهمید و بعد فهمیده شوید

مهارت‌های اجتماعی

۴) برنده – برنده بیاندیشید

۵) ابتدا بفهمید و بعد فهمیده شوید

۶) هم‌کوشی داشته باشید

خودآگاهی

آگاهی از خودتان، آگاهی از آزادی و قدرت انتخاب، جان کلام عادت «عامل باشید»ست. به عبارت دیگر، شما از فضای میان محرک و پاسخ با اطلاع هستید. از وضعیت وراثتی و زیستی خودتان آگاه هستید. از طرز تربیت خودتان و از نیروهای محیطی واقع در پیرامون‌تان آگاه هستید. شما برخلاف حیوانات می­‌توانید انتخاب‌های عاقلانه بکنید.

انگیزه شخصی

انگیزه شخصی مبنای آن انتخاب‌هاست. به عبارت دیگر، درباره بالاترین اولویت‌های‌تان تصمیم می­‌گیرید و هدف‌ها و ارزش‌های خودتان را انتخاب می­‌کنید. این همان موضوع عادت شماره ۳ خواهد بود که می­‌گوید: «نتیجه نهایی را در نظر بگیرید». این تصمیم­‌گیری برای هدایت زندگی­‌تان تصمیم اصلی و اولیه شماست.

نظم دادن به خودتان

نظم دادن به خودتان، راه دیگری برای ابراز «اولویت‌ها را در نظر بگیرید»ست که همان عادت شماره ۳ست. عادت شماره ۷، یعنی «اره را تیز کنید» نیز مشمول نظم دادن به خودتان می­‌شود.

همدلی

همدلی نیمه اول عادت شماره ۵، یعنی «ابتدا بفهمید»ست. این به معنی آن‌‌ست که به فراسوی زندگی‌تان بروید و در ذهن و دل دیگران نفوذ کنید.

مهارت‌های اجتماعی

ترکیب عادات ۴ و ۵ و ۶، مهارت‌های ارتباط اجتماعی را شکل می­‌دهد. شما به سود طرفین می‌اندیشید‌ (عادت شماره ۴- برنده – برنده بیاندیشید)، خواهان درک متقابل هستید (عادت شماره ۵ – ابتدا بفهمید و بعد فهمیده شوید). اینها جملگی برای این‌ست که همکاری فعال و پویا داشته باشید (عادت شماره ۶ – هم‌کوشی داشته باشید).

 

بار دیگر تکرار می­‌کنم که رابطه میان ۷ عادت و ۵ رکن هوش عاطفی را به اختصار تمام توضیح داده­‌ام. اگر می­‌خواهید برای رسیدن به هوش عاطفی بیشتر کاری جدی­‌تر انجام دهید، توصیه من اینکه کتاب هفت عادت مردمان موثر را مطالعه کنید.

بی­‌توجهی به هوش عاطفی

داک چیلدر و بروس کرایر در کتاب خودشان به تاثیر بی­‌توجهی به صدای هوشمند دل روی جسم پرداخته­‌اند. وقتی خستگی، نومیدی، اضطراب، و یا سایر ناراحتی‌های درونی حاکمیت دارند، توانمندی هوشی انسان کاستی می­‌گیرد، در نتیجه دل به وظایف‌ش عمل نمی­‌کند و کارایی عصبی کاهش می­‌یابد. این یکی از دلایلی‌ست که آدم‌های باهوش هم ممکن‌ست رفتارهای احمقانه نشان دهند. وقتی به انسجام درونی اولویت همه‌روزه می­‌دهید، در زمان و انرژی خودشان صرفه­‌جویی می­‌کنید. آنها در ضمن به این نکته اشاره کرده­‌اند که وقتی ما برخلاف ارزش‌ها و وجدان خودمان عمل می­‌کنیم، دستگاه ایمنی بدن‌مان ضعیف می­‌شود، اما وقتی با تمام وجود محبت می­‌کنیم، دستگاه ایمنی بدن‌مان تقویت می­‌گردد.

 

اگر هوش عاطفی خودمان را رشد ندهیم، با فشار عصبی و دشواری‌های اجتماعی رو به رو می­‌گردیم و احساسات مخربی مانند خشم، غبطه، حسادت، و احساس گناه غیرمنطقی را تجربه می­‌کنیم. وقتی رابطه­‌ای با اهمیت همراه با فشار عصبی باشد، روی بدن و دستگاه ایمنی ما تاثیر مخرب بر جا می­‌گذارد. مردم سردرد و بیماری‌های روان تنی پیدا می­‌کنند. ذهن‌شان افسرده می­‌شود و تمرکزشان از بین می­‌رود. در این زمان روان هم افسرده و مایوس می­‌شود. اشخاص اغلب احساس یأس و درماندگی می­‌کنند، احساس می­‌کنند که قربانی شده­‌اند، و گاه شدت احساس یاس و درماندگی به حدی می­‌رسد که شخص به فکر خودکشی می­‌افتد. به همین دلیل ضرورت دارد پیوسته در بهبود روابط‌مان با دیگران بکوشیم.

 

منبع: عادت هشتم: از مؤثر بودن تا عظمت

 

بنر دوره برنامه رشد فردی

امتیاز به این مطلب

5/5 - (4 امتیاز)

مطالب بیشتر

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مدیریت هوش هیجانی
شما هم می‌توانید تغییر و تحول فردی و سازمانی را رهبری کنیدبیشتر بدانید
+