1. خانه
  2. مقالات
  3. رشد
  4. هوش هیجانی: چیستی و نحوه‌ی افزایش آن

هوش هیجانی: چیستی و نحوه‌ی افزایش آن

هوش هیجانی
بازدید : 62

هوش هیجانی: چیستی و نحوه‌ی افزایش آن

5/5 - (2 امتیاز)

مهارت‌های هوش هیجانی چیست و چگونه می‌توانیم آن را افزایش دهیم

هوش هیجانی یکی از اجزای حیاتی رهبری است. توانایی شما در مدیریت احساسات و هم‌چنین شناخت و تأثیرگذاری بر دیگران، یکی از قوی‌ترین شاخص‌های عملکرد محل کار در نظر گرفته شده است. تحقیقات نشان می‌دهد که ۹۰ درصد از افراد برتر دارای هوش هیجانی بالایی هستند.

 

مهارت‌های فنی فقط شما را تا اینجایی رسانده است که الان هستید. اگر می‌خواهید رهبر مشتاق یا فعالی باشید، باید هوش هیجانی خود را بسازید و ارتقاء دهید تا بهترین‌ها را برای دیگران به نمایش بگذارید و تیم‌هایی با عملکرد بالا توسعه دهید.

 

حرفه‌ای‌های منابع انسانی می‌گویند: «رهبران وضعیت عاطفی سازمان را برجسته می‌کنند وقتی آن‌ها بی‌اثر هستند، وقتی نمونه‌های ضعیفی از نحوه رفتارشان با افراد دیگر ارائه می‌دهند، در سراسر شرکت فروکش می‌کند.»

هوش هیجانی چیست و چرا مهم است؟

هوش هیجانی که به عنوان ضریب عاطفی یا EQ نیز شناخته می‌شود، توانایی درک و مدیریت احساسات خود و دیگران است.

 

مانند هوش فکری یا IQ، هوش هیجانی را می‌توان از طریق ارزیابی‌های مختلف اندازه‌گیری کرد، اما آی‌کیو [IQ] نشان‌دهنده توانایی‌های شناختی است در حالی که ای‌کیو [EQ] معیاری برای توانایی‌های عاطفی فرد است.

 

هوش هیجانی برای همه مفید است، به ویژه برای کسانی که در موقعیت‌های رهبری هستند، مهم‌تر. رهبران باهوش عاطفی می‌توانند با دیگران همدلی کنند، ارتباط مؤثر برقرار کنند و تعارضات را مدیریت کنند. همه این توانایی‌ها از ویژگی‌های رهبران مؤثر هستند.

 

اگر می‌خواهید توانایی‌های رهبری خود را تقویت کنید، در اینجا پنج مهارت هوش هیجانی مورد نیاز و راه‌هایی برای توسعه آن‌ها پیشنهاد می‌دهیم تا با تمرین این مهارت‌ها هوش عاطفی خود را ارتقاء دهید.

مهارت‌های هوش هیجانی که رهبران به آن نیاز دارند

۱. خودآگاهی

خویشتن‌شناسی یعنی داشتن درک روشنی از نقاط قوت، محدودیت‌ها، احساسات، باورها و انگیزه‌های خود. این به اندازه کافی ساده به نظر می‌رسد، با این حال ۷۹ درصد از مدیرانی که توسط شرکت مشاوره سازمانی کرن فری مورد بررسی قرار گرفتند، حداقل یک نقطه کور داشتند – یا مهارتی که آن‌ها در بین قوی‌ترین مهارت‌های خود قرار می‌دادند و دیگران آن را به عنوان یک ضعف گزارش کردند.

 

رهبرانی که در تشخیص و مدیریت احساسات خود ماهر هستند، برای درک احساسات دیگران و نحوه‌ی ایجاد انگیزه در کارکنان، مجهزتر هستند. کسانی که این کار را نمی‌کنند می‌توانند لغزشی در عملکرد ببینند: پژوهش‌های مجله بازرگانی هاروارد نشان داد که تیم‌هایی با افرادی که خودآگاهی ندارند، تصمیمات بدتری می‌گیرند و در مدیریت تعارضات کمتر مؤثر هستند.

 

با اعتراف به نقاط ضعف خود، می‌توانید اعتماد و شفافیت را در میان تیم خود ایجاد کنید. هم‌چنین می‌توانید با دانستن زمینه‌هایی که برای پیشرفت شغلی خود باید در آن‌ها پیشرفت کنید، مسیر پیشرفت حرفه‌ای خود را در اختیار بگیرید.

۲. خودمدیریتی

خویشتن‌سازی به نحوه مدیریت احساسات، رفتارها و تکانه‌های خود اشاره دارد. هرچه خودآگاه‌تر باشید، این کار آسان‌تر می‌شود. اگر بتوانید تشخیص دهید که چه احساسی دارید و چرا، می‌توانید پاسخ مناسبی بدهید.

 

دانیال گولمن در وب‌سایت خود می‌نویسد: «در تجربه‌ام، هرگز تمایل به طغیان‌های رادیکال را به عنوان شاخصی از رهبری قوی ندیده‌ام.»

 

اگر مستعد طغیان‌های عاطفی یا واکنش بیش از حد هستید، شیوه‌هایی وجود دارد که می‌توانید برای بهبود خویشتن‌سازی خود از آن‌ها استفاده کنید، مانند:

 

  • مکث قبل از پاسخ دادن: به خودتان زمان بدهید تا قبل از پاسخ دادن بلافاصله بایستید و بیاندیشید. این می‌تواند به سادگی یک نفس عمیق باشد و به خودتان اجازه دهید ۲۰ ثانیه مکث کنید تا احساسات شما از مسیر افکارتان خارج شود.

 

  • یک قدم به عقب بردارید: گاهی اوقات، ممکن است لازم باشد اتاق را ترک کنید، و این اشکالی ندارد. اغلب بهتر است پیاده‌روی کنید، کمی آب بنوشید یا با یک دوست تماس بگیرید تا خدای نکرده زود قضاوت کنید، یک پیام کوبنده بفرستید یا تیم خود را سرزنش کنید.

 

  • شناخت احساسات خود: سعی کنید آنچه را که احساس می‌کنید و چه چیزی باعث ناراحتی شده است را یادداشت کنید. احتمالاً شروع به شناسایی الگوها خواهید کرد. اگر می‌دانید چه چیزی شما را تحریک می‌کند، دفعه‌ی بعد که موقعیت مشابهی رخ می‌دهد، در موقعیت بهتری قرار خواهید گرفت تا آن را به روشی سالم و مثبت مدیریت کنید.

 

اگر احساسات خود را تصدیق می‌کنید و به خود زمان می‌دهید تا آن‌ها را پردازش کنید، می‌توانید با دقت نحوه واکنش خود را بسازید و از انجام هر کاری که می‌تواند حسن نیتی شما را به خطر بیندازد دور بمانید.

۳. هم‌دلی

هم‌دلی توانایی درک تجربیات و احساسات دیگران است و امروزه توسط شرکت مشاوره جهانی دی‌دی‌آی [DDI] به عنوان مهارت برتر رهبری مورد نیاز است. بر اساس تحقیقات دی‌دی‌آی، رهبرانی که در گوش دادن و پاسخگویی با هم‌دلی عالی هستند، بیش از ۴۰ درصد در مربی‌گری، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری عملکرد بهتری دارند.

 

بر اساس یک نظرسنجی جداگانه توسط بیزینس‌اولور، ۹۶ درصد از کارمندان هم‌دلی را مهم ارزیابی می‌کنند، اما ۹۲ درصد می‌گویند که ارزش آن کم است. با این حال، نباید چنین باشد: شرکت‌هایی که هم‌دلی را در اولویت قرار می‌دهند، افزایش درآمد، حفظ و بهره‌وری را تجربه می‌کنند.

 

با گوش دادن فعال به کارمندان خود و صرف زمان برای درک خواسته‌ها و نیازهای آن‌ها، می‌توانید تعامل را تقویت کنید، اعتماد ایجاد و به طور مؤثرتری آن‌ها را در چالش‌ها راهنمایی کنید. هرچه تیم شما بیشتر احساس قدردانی کند، سرمایه‌گذاری بیشتری انجام می‌شود که به نوبه خود منجر به روحیه بالاتر و فرهنگ سازمانی قوی‌تر می‌شود.

۴. انگیزه

انگیزه به توانایی شما برای الهام بخشیدن به خود و دیگران برای عمل‌رانی اشاره دارد. در اینجا، ضروری است که با نمونه‌های عملی رهبری کنیم. رهبران خودانگیخته بیشتر به رسیدن به نقاط عطف سازمانی اهمیت می‌دهند تا جوایز پولی. آن‌ها اهدافی را تعیین می‌کنند، ابتکار عمل دارند، از پس چالش برمی‌آیند و در زمان‌های پرتلاطم خوش‌بین می‌مانند.

 

هرچه مثبت‌تر باشید، تیم شما اعتماد به نفس بیشتری خواهد داشت. انگیزه درونی شما در سازمان نفوذ می‌کند و درک بهتری از نحوه توانمندسازی کارکنان خواهید داشت.

۵. مهارت‌های اجتماعی

مهارت‌های اجتماعی همه چیز در مورد نحوه‌ی درک شما از احساسات و تعامل و ارتباط با دیگران است. برای مثال، رهبران باهوش عاطفی می‌توانند با لب‌های آویزان و مشت‌های گره‌کرده وارد اتاقی شوند که در آن کارمندان حضور دارند و نه تنها تنش را حس می‌کنند، بلکه می‌دانند که چگونه درگیری را قبل از تشدید آن حل‌وفصل کنند.

 

هرچه بیشتر با احساسات خود هماهنگ باشید، ارزیابی دیگران آسان‌تر خواهد بود. و اگر بتوانید احساسات دیگران را ارزیابی کنید، راحت‌تر می‌توانید روابط را ایجاد و حفظ کنید. رهبران با مهارت‌های اجتماعی قوی می‌دانند که نمی‌توانند به تنهایی به موفقیت برسند. فراتر رفتن از اهداف و رسیدن به نقاط عطف نیازمند همکاری، ارتباط و چشم‌انداز مشترک است.

چگونه می‌توان مهارت‌های هوش هیجانی را توسعه داد

اگر در مجموعه مهارت‌های فعلی خود شکاف دارید، اقداماتی وجود دارد که می‌توانید برای تقویت هوش هیجانی خود انجام دهید. روش‌ها عبارتند از:

۱. گزارش‌دهی را امتحان کنید

در پایان روز کاری، به نحوه انجام جلسات، پروژه ها و تعاملات خود بیاندیشید – چه مثبت یا منفی. با نوشتن افکار خود، می‌توانید الگوهای خاصی را در مورد رفتارها و واکنش‌های خود و هم‌چنین دیگران تشخیص دهید.

 

کجا عالی بودید؟ احساس کارکنان شما چگونه است؟ آیا افراد یا موقعیت‌های خاصی وجود دارند که شما را ناامید کرده‌اند و اگر چنین است، چرا؟ هرچه درون‌گراتر باشید، بهتر است. به عنوان مثال، از آنچه شما را ناراحت می‌کند آگاه‌تر خواهید شد، به‌طوری‌که می‌توانید از یک طغیان در آینده جلوگیری کنید یا از اقداماتی ترویج کنید که ثابت شده است روحیه کارکنان را تقویت می‌کند.

۲. تحت یک ارزیابی ۳۶۰ درجه قرار بگیرید

در یک ارزیابی ۳۶۰ درجه، از مدیر، همکاران و همسالان خود بازخورد می‌خواهید، در حالی که تحت یک ارزیابی فردی نیز قرار می‌گیرید. از طریق این فرایند، می‌توانید بینش‌های ارزشمندی در مورد آنچه که همکارانتان به‌عنوان نقاط قوت و ضعف شما درک می‌کنند به دست آورید، و هم‌چنین نقاط کوری که ممکن است داشته باشید را کشف کنید.

 

به گفته جک زنگر، مدیر عامل شرکت توسعه رهبری زنگر فالکمن [Zenger Folkman]، بیش از ۸۵ درصد از تمام شرکت‌های فورچون ۵۰۰ از بازخورد ۳۶۰ درجه استفاده می‌کنند. این ارزیابی می‌تواند به بهبود خودآگاهی رهبران کمک کند، که به نوبه خود می‌تواند منجر به بهبود اثربخشی محل کار، استرس کمتر و روابط قوی‌تر شود.

۳. گوش دادن فعال را تمرین کنید

با توجه به روانشناسی امروز، تنها حدود ۱۰ درصد از مردم به طور مؤثر گوش می‌دهند. به راحتی می‌توانید حواس خود را با فناوری، نویز پس‌زمینه و افکار پریشان آن را منحرف کرد. با این حال، برای اینکه یک ارتباط مؤثر و رهبر باهوش عاطفی باشید، باید شنونده خوبی باشید.

 

برای اینکه از نظر احساسی باهوش‌تر شوید، گوش دادن فعال را تمرین کنید. سعی کنید روی صحبت‌های گوینده تمرکز کنید و با بازگویی و استفاده از نشانه‌های غیرکلامی دیگر مانند تکان دادن سر نشان دهید که به صحبت‌های او توجه دارید. با گوش دادن فعال در محل کار، ارتباط با دیگران و درک واقعی افکار و احساسات آن‌ها آسان‌تر خواهد شد.

۴. به احساسات خود توجه کنید

برای درک احساسات دیگران، ابتدا باید احساسات خود را درک کنید.

 

وقتی احساس می‌کنید که احساسات شدیدی دارید، چه مثبت باشد چه منفی، سعی کنید به آنچه احساس می‌کنید بیاندیشید. لحظه‌ای وقت بگذارید و در نظر بگیرید که چرا چنین احساسی دارید و چه چیزی ممکن است باعث چنین واکنش عاطفی شدیدی شود.

 

این به شما کمک می‌کند تا از احساسات خود آگاه‌تر شوید و همکاران خود را بهتر درک کنید. به عنوان یک رهبر هم‌دل، می‌توانید تیمی با عملکرد بالا توسعه و پرورش دهید.

۵. در یک دوره آموزشی حضوری یا آنلاین شرکت کنید

اگر علاقه‌مند به ورود عمیق‌تر در هوش هیجانی و تقویت قابلیت‌های رهبری خود هستید، گذراندن دوره حرفه‌ای و جامع آنلاین رهبری کسب‌وکار می‌تواند بهترین قدم بعدی شما باشد.

 

دوره‌های آنلاین به متخصصان شاغل این انعطاف‌پذیری را می‌دهد تا دوره‌های آموزشی را طبق برنامه و زمان‌بندی خود تکمیل کنند و در عین حال که مهارت‌ها و دانش جدیدی کسب می‌کنند در باشگاه تغییردهندگان با هم‌فکران خود ارتباط برقرار کنند.

هوش عاطفی خود را بهبود بخشید

ایجاد مهارت‌های هوش هیجانی نه تنها می‌تواند به رشد شما به عنوان یک رهبر کمک کند، بلکه شما را قادر می‌سازد انگیزه و مربی‌گری مؤثرتری در تیم‌ها ایجاد کنید. به نوبه خود، می توانید با تقویت روحیه، بهره‌وری و ارتباطات، تأثیر بیشتری بر سازمان خود داشته باشید – که به شما این امکان را می‌دهد تا کسب‌وکار و موقعیت شغلی خود را به طور هم‌زمان پیش ببرید.

امتیاز به این مطلب

5/5 - (2 امتیاز)

مطالب بیشتر

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
هوش هیجانی
بازدید : 62

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

کلاس کار و زندگی‌ت رو بالاتر ببر!اطلاعات بیشتر
+